اسكندر بيگ تركمان
717
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نظر عنايت و عاطفت گشت و بخلاع فاخرهء شاهى از تاج و كمر مرصع داشت وزين مرصع و ساير تشريفات و تفقدات معزز و مباهى گرديد و كليد قلعه لورى را بمنسوبان درگاه سپرده از جانب اشرف كس به جهت محافظت قلعه و ضبط توپخانه و يراق تعيين يافت و چون خاطر انور از قلعهء لورى جمع گرديد نهضت همايون بجانب تفليس و تومانوس تصميم يافت . در خلال اين احوال عرايض ضراعت آئين از جانب قلعه تو مانوس رسيده استدعاء نمودند كه اگر از جانب لشكر ظفر اثر قزلباش آسيبى بايشان نرسد و از صرصر غضب قيامت اثر پادشاهى ايمن بوده باشند قلعه را سپرده روى عجز و افتقار بدرگاه سپهر اقتدار ميآورند مراحم خسروانه منشور استمالت مبنى بر عواطف شاهانه بآنجماعت ارسال فرموده اشاره نمودند كه هر كس از ايشان ارادهء بودن اين ديار داشته باشد علوفه و تيمارى كه در زمان روميه داشته باشند مضاعف آن عنايت مىشود و هر كس عزيمت رفتن ديار روم نمايد با اهل و عيال و ارزاق و اموال روانه گردد كه بهيچوجه از لشكريان مضرت و آسيبى بايشان نميرسد . جماعت اروام مستحفظان قلعهء تومانوس اين معنى را سرمايهء نجات دانسته همگى روى اميد بدرگاه جهان پناه آورده بخلاع فاخره و نوازشات وافره مخصوص گشته جمعى كه ارادهء رفتن داشتند كس همراه كرده سالما غانما روانه نمودند و بعضى كه توقف اختيار كردند بمنتهاى مطلب خود فايز گرديدند و چون رودخانهء آل كيت حدود گرجستان مضرب سرادقات عظمت و اجلال گرديد عبد اللطيف پاشا حاكم تفليس و آقايان و ريش سفيدان روميه كه در آن قلعه بودند نتايج لطف و قهر پادشاهى را از حال مردم گنجه و لورى و تومانوس قياس نموده بدلالت بخت بيدار كس خود را با عريضهء ضراعت نشان به خدمت اشرف فرستاده همين استدعا نمودند ملتمس ايشان نيز بعز انجاح مقرون گشته حكم همايون مبنى بر استمالت و قبول استيمال باسم پاشاء مزبور و عظماء آن قوم عز صدور يافته مصحوب حسين بيك جارچى باشى قور ذوالقدر فرستادند پاشا و آن جماعت بمضمون آن منشور سعادت اطلاع حاصل نموده اگر چه برايشان واضح بود كه در مواعيد شاهانه شايبهء خلافى نيست و بهر كس امان دادند از مضرت و آسيب گروه قزلباش ايمناند ليكن بمقتضاى آيهء كريمهء لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي به جهت اطمينان قلوب قوم و عزت و اعتبار خود و امتياز آن قلعه كه از حصين مشهوره آفاق است از ديگر قلاع التماس نمودند كه يكى از امراء عاليقدر بپاى قلعه آيد كه قلعه را به او سپرده بوساطت او به خدمت اشرف رسند . حضرت اعلى شاهى ظل اللهى عليقلى خان شاملو را بدين خدمت مأمور فرموده بجانب تفليس فرستادند و چون خان مذكور بقلعه قريب شد عبد اللطيف پاشا و آقايان بلوازم استقبال قيام نموده نهايت اطاعت و انقياد بظهور آورده قلعه را بعليقليخان [ 503 ] سپردند و دو سه روز با اهل اردو بعود او معامله پرداخته الاغان بارى و سوارى سرانجام نموده همگى با خانه كوچ در قلعه بيرون آمدند و عليقلى خان حسب الفرمان قضا جريان جمعى از غازيان شاملو و تفنگچيان را در قلعه گذاشته خود باتفاق پاشا و معتبران قوم باردوى كيهان پوى آمده در آل كيت چائى پاشا و رفقا سعادت آستان بوسى دريافته بنوازشات خسروانه سرافراز شدند و خلاع فاخره بهمگى ايشان على قدر مراتبهم عنايت شد چند نفرى كه ارادهء توقف نمودند بمقاصد ارجمند فايز گرديدند پاشا و جمعى كه رفتنى بودند چند نفر از ملازمان درگاه بقلاوزى ايشان مأمور گشته سالما غانما بسرحد رسانيدند و حضرت اعلى بنفس نفيس متوجه قلعه شده نيك و بد آن را به نظر احتياط درآوردند . قلعهء تفليس قلعهايست در دامنهء كوهى بلند واقع شده از يكطرف كه نارين قلعه در آنجا است