اسكندر بيگ تركمان

699

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اللهى برهنمونى قايد تائيد و نيروى اقبال بنوعى بلوازم سپهدارى و ترتيب مقدمات جنگ و معركه - آرائى پرداختند كه دقيقهء از دقايق حزم و دور انديشى و دليرى و دلاورى فرو گذاشت نشد هر تدبيرى كه انديشيدند بتأييد الهى موافق تقدير افتاد به اعتقاد مسود اوراق اگر در اين عهد امير كبير امير تيمور گوركان كه شجاعت و سردارى و حسن تدبير آن خسرو جهانگير كارنامهء سلاطين كامكار و دستور - العمل خواقين نامدار است در حيات ميبود در خدمت اين جهان دانش و فرهنگ سپر انداخته تعليم جهاندارى و معركه آرائى ميگرفت اگر در اين باب مبالغه رود سخن بدرازى كشد . القصه حضرت اعلى بعد از فرستادن لشكرها باوثايق الطاف الهى و بقيه جنود ظفر ورود كه در قول همايون بودند پيشتر آمده بر پشته كه مشرف بمعركه قتال بود برآمدند و مبشر اقبال دمبدم بشارت فتح و نويد نصرت ميرسانيد چون قرچقاى بيك و امراى چرقچى بجنگ مأمور گشته آثار و علامت مدد و كومك مشاهده نمودند و عليقلى خان و قورچى باشى ميانهء جنود روميه و اردوى سردار درآمده آتش محاربه افروختند گرد معركهء هيجا بفلك تيزگرد رسيد تدبير صايب حضرت اعلى و موافق تقدير افتاده پاشايان و سرداران لشكر روم از مشاهدهء گرد و غبار و غوغاى گير و دار كه در حوالى اردوى روميان بظهور ميپيوست بتصور آنكه موكب ظفر قرين شاهى بر سر اردوى سردار توجه فرموده‌اند تزلزل تمام يافته اراده نمودند كه از آن بلندى به زير آمده مردم دست راست خود را بمقابله آن گروه فرستاده خود نيز مرتبه مرتبه لشكريانرا به طرف اردو نزديكتر يافته از هر دو طرف خبردار باشند بدين عزيمت از مقام خود حركت كردند مبارزان سپاه منصور در هنگام آن حركت از اطراف و جوانب صداى غمزداى « اللّه الله » كه شعار طبقه رفيعهء قزلباش است بلند ساخته از پيش و پس و جوانغار و برانغار هجوم آورده از همه طرف جلوريز بر سر دشمنان تاختند و از صدمات دليرانه و حملات مردانه جنود اقبال كمال تزلزل و اختلال باحوال روميان راه يافته ديگر مجال مدافعه و صف - آرائى نيافته بناى شوكت ايشان بيكبارگى انهدام پذيرفت . دلاوران پرخاشجوى قزلباش غلغله فتح و نصرت در طاس نيلگون فلك انداخته خاك معركه را به خون اعدا گلگون ساختند عموم سپاه روم بمضمون الفرار ممن لا يطاق عمل نموده روى بوادى هزيمت نهادند پاشايان و سرداران لحظهء در آن بلندى ثبات قدم ورزيدند كه شايد صورت ديگر روى نمايد صورت نبست چون راه اردوى خود را مسدود يافتند عنان بوادى فرار تافته به طرف طسوج و سلماس گريختند مبشران قضا و قدر بشارت فتح و ظفر داده سروش غيبى نداى بهجت افزاى إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً در داده طنطنهء وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً بلند آوازگى يافت . افواج قاهره در عقب هزيمتيان شتافته در هر شب فوجى را بنوك سنان جانستان بر خاك هلاك مىانداختند در آن صحراى پر وحشت از كشته پشته‌ها پديد آمد اكثر سرداران بعضى گرفتار و برخى مقتول گشتند كوسه صفر كه بيگلربيگى ارز الروم و سردار معتبر بود و بشجاعت خود مغرور بوده هميشه لافهاى گزاف ميزد و مصطفى پاشا ولد رضيه خاتون مشهور كه وزير ثانى و مدتها قايم مقام وزير اعظم بوده و شير احمد پاشا وزير قارص و قوچى خان كرد برادر قازى خان كه روى از اين دولت تافته بسردار بيمدار پيوسته بود از مشاهير گرفتاران بودند كوسه صفر بمكافات شيوهء ناپسند مقتول گرديد . از مشاهير قتيلان على پاشا زنجير قيرن و عثمان پاشا بيگلربيگى شام بود از امرا و پاشايان رومى و سنجق بيكيان و ميران معتبر قبايل و عشاير اكراد قريب به شصت هفتاد نفر مقتول و