اسكندر بيگ تركمان

694

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مناسب تعيين نموده خود با شاهمير خان حاكم شكى كه مرد كارآزمودهء جنگ ديده كهنه سپاهى بود و بعضى امراء در قلب قرار گرفت و از جانب گرجيان نيز صف قتال آراسته گشته فيما بين جنگ در پيوست و دليران معركهء جهاد حملات متواتر نموده بر كفرهء گرج زور آورده سلك جمعيت ايشان را از هم فرو - ريختند و تزلزل تمام به حال كفره راه يافته بعضى از ايشان رو بوادى فرار آوردند و نزديك به آن شده بود كه يكبارگى شكست بر ايشان افتاده كستنديل خان را صورت فتح و ظفر در آيينهء مراد جلوه‌گر آيد شاهمير خان و على خان سلطان شمس الدينلو و بعضى امراء را در قلب گذاشته خود را در اثناى كر و فر به خيال صف آرائى و ضبط لشكر از قلب جدا شده بجانب دست راست رفت . قرچقاى نام غلام او كه از مرتبهء رقيت و بندگى بدرجهء امارت رسانيده قرچقاى سلطان ميگفتند در دست راست بجنگ مشغول بود گرجيان مقابل او زور آورده او را فى الجمله مغلوب ساخته بودند و مردم او از يكديگر پاشيده به طرف قلب ميآمدند . كستنديل خان اين صورت را مشاهده نموده بيتابانه بمعاونت او اسب جلادت پيش رانده بنفسه مباشر حرب گشته بىآنكه جمعى همراه باشند بمعركه درآمد از قضاى ربانى چند نفر از گرجيان گريختهاى معركه به او رسيده يك دو كس او را شناخته به زبان گرجى رفقا را خبردار مينمايند كه اين خان است آن جماعت در گوشهء معركه او را تنها يافته روى به او نهادند و او از غايت جهالت و غرور نفس سركش كه ابناى زمانه آن را غيرت نام نهاده‌اند نخواسته كه از فوج قليل خصم روى گردانيده در ميان شجعان روزگار تهمت‌زدهء گريز باشد خار جهل و تقليد جنگ در دامن او بند كرده خود به تنهائى با گروهى از كفره درهم آويخت و آن جماعت از چند جا سنان بر درع و خفتان او بند كرده از موكب دولت بر خاك مذلتش انداختند و بطرفة العينى زخمهاى كارى زده باتمام كارش پرداختند و از امراء و اعيان قزلباش و جنود گرجى هيچكدام بر اين حال اطلاع نيافته بودند بعضى از گرجيان كه با كستنديل خان موافق و در صف لشكر او بودند زودتر از امراء از قضيهء قتل او اطلاع يافته كس بجانب ديده مال و ميرزايان گرجى و اتباع ايشان دوانيدند كه پاى ثبات استوار دارند كه چنين صورتى روى نمود و ايشان حمل بر خدعه نموده استبعاد ميكردند تا آنكه قتلهء او رسيده مژدهء قتل او دادند و موجب فرح و انبساط آن قوم گشت و طبقه قزلباش در جا و مقام خود ايستاده بفتح و ظفر متيقن گشتند و وقوع اينحادثه در صحيفهء خيال هيچكس نقش پذير نميگشت تا آنكه چند نفر از مقربان و ملازمان معتبر كه در معارك از او جدا نميبودند در پيش صف سپاه بجست و جوى او مشغول بودند كه جثهء او را در گوشه معركه افتاده به خاك و خون آغشته ديدند بامراء كه در قلب سپاه بودند خبر رسانيدند هر چند امراء خواستند كه اين صورت را پنهان داشته همچنان در محاربه اهتمام نمايند كه شايد ميرزايان گرجى را كه دست آويز گرجيان است بدست آورند كه در خدمت اشرف دست آويز ايشان باشد صورت نبست . در اين اثنا گرجيان كس نزد امراء فرستادند كه چون كستنديل خان بخلاف حكم همايون بگرجستان آمده بود ما تمكين حكومت او نمينموديم اكنون هم كه بمحاربه انجاميده از تقديرات آسمانى او بقتل رسيد دست از محاربه كوتاه كرده از طرفين متعرض يكديگر نشويم كه ما را از فرمان قضا جريان شاهى تخلفى نيست و همگى از بندگان و غلامان آن درگاهيم اما هر كس از افراد اجناد بدين حادثه اطلاع يافت عنان از معركه پيچيده رو بصوب هزيمت نهاد ضبط لشكر از حيز قدرت امراء بيرون رفت ناچار هيچكدام مقيد برفاقت ديگرى نشده از بيم آسيب گرجيان سراسيمه راه هزيمت و [ 486 ] فرار پيش گرفتند و از اين بىاتفاقى بعضى از لشكريان در ميان جنگلهاى گرجستان ضايع