اسكندر بيگ تركمان
445
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مقدس رسيده بسرعت برق و باد ميآيد تزلزل در ميان لشكر قزلباش افتاد فرهاد خان چون از جانب حضرت اعلى بجنك عبدالمؤمن خان مأمور نبود بمحاربهء او و خلاف امر اشرف دليرى ننموده هر يك از امراى خراسان را بالكاء خود فرستاد كه در حراست قلعهء خود كوشند و خود از نيشابور كوچ كرده بىآنكه احدى از لشكر قزلباش در معرض تلف آيد ببسطام آمده حقيقت معروض داشت و بر حسب اشارهء عليهء شاهى از آنجا بقزوين بازگشت و عبدالمؤمن خان در همان دو روز بحوالى نيشابور رسيده رفتن قزلباش را فوزى عظيم شمرد زيرا كه بايلغار آمده زياده مردمى با او نبودند بعد از چند روز كه اجتماع عساكر اوزبكيه دست داد نخست لشكر بر سر ايل بيات كه در حدود نيشابور و بلوك معدن اقامت داشتند فرستاد و ريش سفيدان بيات صلاح حال خود در اطاعت و انقياد عبدالمؤمن خان ديده اظهار متابعت نموده و جمعى كثير از عظماى آن قوم در رادكان به خدمت عبدالمؤمن كشته شدن عظماء طايفهء بيات بامر عبدالمؤمن خان خان رفتند او كه از آن جماعت كينهء ديرينه داشت و در سال گذشته جمعى كثير از اوزبكيه بقتل آورده بودند بقتل ايشان فرمان داد محمود سلطان ولد بابا الياس و اكثر عظماى طايفهء بيات در آنجا بقتل رسيده بقية السيف غارت زده و پريشان خاطر متفرق و پراكنده شدند . ميرزا محمد سلطان برادر محمود سلطان بدرگاه جهان پناه آمده در ركاب ظفر انتساب ميبود . القصه عبد المؤمن خان در اين سال كمر همت بتسخير ساير محال خراسان بسته با لشكر پرخاشجوى بر سر قلعهء اسفراين آمده محاصره نمود ابومسلم خان با جمعى از غازيان استاجلو و اكراد و غيره كه در آن قلعه جمع آمده بودند بحفظ و حراست قلعه و استحكام برج و بارو پرداخته در لوازم قلعه دارى ميكوشيدند و عبدالمؤمن تسخير عبدالمؤمن خان قلعهء اسفراين را و كشته شدن ابو مسلم خان خان در تسخير حصار اسفراين سعى بسيار نموده توپها نصب كرده و تا چهار ماه مدت محاصره امتداد يافته چند مرتبه يورش عظيم واقع شد و محصوران قلعه مردانگيها كرده در هر يورش جمعى كثير از بهادران اوزبكيه مقتول گشته خندق قلعه از اجساد قتيلان انباشته گرديد چنانچه موازى چهار هزار كس از اوزبكيه تخمينا در جنگ آن قلعه نابود شدند و در هر مرتبه عبدالمؤمن خانرا شعلهء غضب افروختهتر ميگشت و بيشتر از پيشتر مبالغه در فتح و تسخير قلعه مينمود و چون حضرت اعلى را از مشاغل ضروريه كه مرقوم قلم وقايع نگار شد چند روزى فرصت رفتن خراسان نيافتند بعد از انجام اين مهام كه انديشهء استخلاص محصوران قلعهء اسفراين داشتند خبر تسخير آن رسيد . مجملا بعد از چهار ماه كه ابو مسلم خان زد و خورد نموده قلعه را نگاه داشت كار بر محصوران تنگ شده در يورش اخير كه طاقت و توان در ايشان نمانده بود اوزبكيه بر بروج عروج نموده بر قلعه مستولى گشتند و دست بقتل و غارت برآورده بر متنفسى ابقا نميكردند . ابومسلم خان با چند نفر از جوانان در يكى از بروج خود را حفظ نموده تا سه روز جنگ كردند و تا تير در كيش و گلوله و باروت با خويش داشتند احدى از بهادران اوزبكيه را جرأت آن نبود كه بر آن برج ظفر يابند . بعد از آنكه آواز تفنگ انقطاع يافته صفير تير از رفتن باز ماند اوزبكيه دانستند كه