اسكندر بيگ تركمان
416
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نمود نور محمد خان مژده فتح بعبد المومن خان فرستاده منت خدمتكارى برو نهاده بمقر دولت خود بازگشت و عبدالمومن خان اگرچه در آن سال متعرض الكاى او نشد اما بعد از تسخير مشهد و نيشابور طمع بولايت او كرده در اندك زمانى مرو را عبدالله خان و نسا و ايبورد و ساير محال را عبدالمومن خان از تصرف او بيرون آورده او را از ملك موروث بيرون كردند شرح آن احوال در ضمن قضاياى بعد از اين از مساعدت بخت مأمول است انشاء الله وحده العزيز . وقايع متنوعه كه درين سال بر حسب تقدير خالق عباد روى داد در اين سال محمد خان زياد اغلى قاجار و امراى قراباغ كه در سال گذشته از صولت [ 279 ] سپاه روم از ولايت مزبور جلا نموده با ايل و اويماقات به ارسبار آمده بودند به خيال تسخير قلعهء گنجه با حشمى انبوه از غازيان قاجار و ايل و اويماقات و تراكمات قراباغ از ارسبار بقراباغ آمدند و بپاى قلعهء گنجه رسيده بمحاصره پرداختند و مورجلها بهر طايفه قسمت نموده سيبها ترتيب داده در لوازم قلعهگيرى اهتمام نمودن گرفتند و مقصد ايشان آن بود كه چون گفتگوى صلح با روميان قبل از تسخير گنجه و قراباغ بشرايطى كه مذكور شد تمهيد يافته بود و ايشان بعد از آن لشكر بقراباغ كشيدند تا رسيدن شاهزاده و ايلچيان قزلباش بروم ايشان قلعهء گنجه را از دست روميان گرفته ويران سازند و در حين استحكام شرايط صلح قراباغ در تصرف قزلباش بوده باشد اما از آن طرف حارسان قلعه مذكور بريد سريع السيرى بجانب جعفر پاشا كه حاكم تبريز بود فرستاده از حقايق حال خبر دادند و او ايلچى به خدمت اشرف فرستاده عرض كرد كه چون هنوز قواعد صلح استحكامى نيافته لايق نيست كه در بدايت حال آثار خلاف از جانب ملازمان بظهور رسد و بممالكى كه اليوم در تصرف منسوبان آل عثمان است تعرضى رود حضرت اعلى شاهى ظل اللهى چون صلح مذكور را در آنوقت موجب استحكام بنيان قصر دولت ميدانستند بملاحظهء آنكه مبادا در وقتى كه شهزاده بپايهء سرير سلطان روم رسد اين حركت ناهنجار قزلباش موجب تزلزل امر مصالحه گردد حكم همايون باسم محمد خان و امراى قاجار فرستادند كه ترك محاصره نموده دست از ولايت قراباغ باز دارند . چون آن ولايت دلگشا از لطافت هوا و كثرت سبزه و رياحين و انتفاع صحرانشينان و خصوصيات ييلاق و قشلاق شهرهء آفاق است و طايفهء قاجار و ايل و اويماقات ساكن قراباغ چندين سال بود كه در آن ولايت نزهت بخش مسكن گرفته املاك و باغات كثير النفع بهمرسانيده بودند و دل از آن سرزمين به آسانى برنميداشتند و قطع تعلق از وطن قديم خود نميكردند بمنع مذكور ممنوع نگشتند و دست از محاصره قلعه باز نداشتند تا آنكه اين خبر بفرهاد پاشا كه بانى و باعث امر مصالحه دستور در سرحد ارز الروم بود رسيد و از جانب او نيز ايلچى آمده در آن باب گفتگو و مبالغه كردند بندگان حضرت اعلى شاهى معتمدى از ايل قاجار شاهويردى بيك نام چولاق مشهور را نزد محمد خان زياد اغلى و ريش سفيدان آن طبقه فرستاده پيغام كردند كه پدران شما روى ارادت و اخلاص بدين دودمان آورده از ميامن تربيت و شفقت آباء و اجداد هميون ما بمراتب عاليه رسيدند و ملك قراباغ را بايشان داده بوديم چون اليوم مصلحت ما در آنست كه درين وقت بر سر ملك