اسكندر بيگ تركمان

402

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مرعى و مسلوك دارد و پيشنهاد همت و الا آن بود كه مفسدان و فتنه انگيزان اويماقات را براندازند كه فتنه و فساد از ميانهء قزلباش بر طرف شده تعصب اويماق در ميانه هيچ طايفهء از طوايف جليله قزلباش نبوده باشد همگى دولتخواهان اخلاص شعار عموما با پادشاه و ولينعمت يكدل و يكجهت بوده مطيع و منقاد اوامر و نواحى پادشاهى باشند و محمد خان بنابر مقدماتى كه بتحرير پيوست ميانهء اين دولتخواهان اين دودمان بتخصيص اويماق تركمان كه از اعمال شنيعه او خجلت زده بودند مطعون و به همه جهتى [ 268 م ] جهتى مستحق عقوبت شده بود اين خدمت بوفور اخلاص و يك جهتى فرخ خان پرناك تركمان منوط گرديد فرخ خان طوعا و رغبة زمين خدمت بوسيده از خرگاه همايون بيرون خرگاه نشسته بود گرفته تاج از سرش برداشت و از خيمه دولتخانه بيرون آورده در همانجا بقتل او پرداخت و سرير كشته شدن محمد خان تركمان شر او را بر سر نيزه كرده در تمامى اردوى معلى گردانيدند طايفهء استاجلو كه بجهة قتل مرشد قلى خان تزلزل تمام داشتند از اين واقعه خوش وقت گشته بشفقت شاهانه اميدوار شدند ساير مردم از اين دو واقعه كه روى نمود از باس و سياست پادشاهانه انديشه‌مند گشته پاى در دامن ادب پيچيدند . از سوانح كه در چمن بسطام بظهور پيوست بدر خان افشار كه بمنصب قورچى باشىگرى سرافراز شده بود درينوقت ايالت و دارائى دارالمؤمنين استراباد منصوب گشته احمد سلطان ذوالقدر حاكم خوار و سمنان بكومك او معين گشت و منصب قورچى باشى گرى كه معظم مناصب ديوان اعلى است بولى خان افشار كه حاكم دار الامان كرمان بود شفقت شده ايالت و دارائى كرمان به بيكتاش خان ولد او كه در يزد بود نامزد شده بود در اين وقت حكم همايون باسم بيكتاش خان مذكور عز صدور يافت كه از يزد بدار الامان كرمان رفته بحكومت و دارائى آنجا قيام نمايد و از طوايف افشار كه درين چند سال از خدمت و يساق تقاعد ورزيده‌اند قشون و لشكرى آراسته مرتب داشته متوجه خراسان گشته باردوى ظفر قرين پيوندد و مهدى قلى بيك چوپان - اغلى افشار بدين خدمت مأمور گشت و تا قريب بچهل روز در النك اسفراين به جهت جمعيت عساكر فيروزى نشان توقف واقع شده از راه اسفراين بمشهد مقدس معلى تشريف بردند و بسعادت زيارت و طواف آستان ملايك آشيان حضرت امام الجن و الانس شعر على موسى جعفر كه خاك درگه او * چو توتياى سعادت برند اهل نظر مشرف گشته چند گاه جهة تفحص حالات خراسان و قضاى حاجت خراسانيان و تحقيق اوضاع اوزبكيه كه در هرات‌اند در مشهد مقدس توقف فرموده خلاصه اوقات را صرف خدمت روضهء مقدسهء حضرت امام همام ميفرمودند و ميرزا محمد وزير لواى اقتدار افراخته در كمال عظمت و اقتدار بامر وزارت ديوان اعلى قيام داشت بوداق خان چكنى را منظور نظر شفقت گردانيده بمنصب والاى لله‌گى و اتابيكى شاهزاده سلطان حسن ميرزا معزز و سربلند گرديد و حكومت مشهد مقدس معلى نامزد او شد و الكاء خبوشان و محالى كه سابقا به او متعلق بود به اولاد او حسنعلى سلطان و حسينعلى سلطان و ساير برادران تقسيم يافت .