اسكندر بيگ تركمان

595

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سلاطين اطراف از تاشكند و تركستان و بلخ و حصار شادمان و بدخشان ايلچيان فرستاده او را تهنيت و مباركباد گفتند و آوازهء اقتدار و جهانبانى او به اطراف و اكناف رسيد الحق باقى خان جوان دلير مردانه بود و در امور سلطنت و پادشاهى عزمى چست ورائى درست داشت كه بياورى بخت و حسن تدبير و مردانگى از درجه نوكرى و يكه سوارى بمرتبهء بلند سلطنت و فرمانروائى عروج نمود و بالاخره بر ولايت بلخ و بدخشان و حصار نيز استيلاء يافته اعلام دولتش سر بقمه جوزا افراخت و ماهچهء توق پرفروغش در لمعان آمده ساحت ممالك را روشن ساخت چنانچه پرتوى از آن بدستيارى خامهء بدايع نشان روشن زبان كه شمع آسا فروغ بخش انجمن سخن [ 411 ] سرائى است بر ساحت ضمير مطالعه كنندگان كلام آينده خواهد يافت . ذكر توجه موكب همايون بصوب مشهد مشهد مقدس معلى و آنچه در آن اوان دست داد مرقوم كلك سعادت سلك شده بود كه در حين سفر خراسان در خطهء سمنان اخبار ماوراء النهر و احوال باقيخان چنانچه نگاشته كلك بيان گرديد رسيد و فرستادن محمد ابراهيم سلطان بدينجهت بتعويق افتاد و از آنجا كوچ واقع شده از راه كالپوش روانه مشهد مقدس گرديدند و چون دره موضع خباس از توابع كالپوش مخيم سرادقات جلال گشته مزاج و هاج اشرف از جاده اعتدال منحرف گشته تب محرق عارض ذات همايون گشت و بيمارى امتداد يافته قريب يك ماه صاحبفراش بودند و اطباى مسيحا دم بمعالجه پرداختند در مداوا مساعى جميله بظهور آوردند و اهل اردو از وضيع و شريف نذور و صدقات بمستحقان رسانيدند و هر كس به چيزى كه بيشتر تعلق داشت آن را تصدق فرق همايون ميكرد تا آنكه لطف الهى شامل حال عالميان گشته از شفاخانه و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمة للعالمين شفاى عاجل كرامت گشته ذات اشرف روى به صحت نهاد و زمانه لواى شادمانى افراخته ابواب بهجت و خرمى بر روى خلايق گشود ايام نقاهت را نيز در آن منزل گذرانيده بعد از صحت تام كوچ فرموده از راه شقان و جوربد باسفراين تشريف برده بيست روز در آنجا توقف فرموده حسب الصلاح اطبا تنقيه فرمودند . از سوانح ايام بيمارى آمدن خداى نظربى است كه از مرو در موضع خباس باردوى معلى رسيده چند روز بجهة عارضه ذات مقدس بشرف سجده مشرف نشد بعد از صحت مزاج مبارك بسعادت بساط بوسى مشرف گشته حقايق حالات ماوراء النهر چنانچه مرقوم خامهء بلاغت نشان گشت عرض نمود . حضرت اعلى تحقيق حالات بلخ ازو فرمودند از تقرير او و اوزبكان چنين معلوم شد كه عبدالامين خان كه به پسرى عباداللّه سلطان موسوم گشته بسعى زوجهء عباداللّه سلطان بسلطنت بلخ رسيده مجهولى است كه آن مخدره عظمى دست آويز خود ساخته و در آن ملك لواى اقتدار افراخته و اين گفتگو در ميانهء اوزبكيه هست غايتش بضرورت تصديق اين حكايت كرده‌اند بر رأى عالم آراى همايون كه مرآت حقايق اشياء و آئينه گيتى نماى است پرتو انداخت كه چون اوزبكيه بلخ در صحت نسب عبدالامين خان شبهه دارند و فى الحقيقة ملكه آن ملك امروز زوجهء عباد اللّه سلطان است و محمد ابراهيم