اسكندر بيگ تركمان
588
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ولد عليار خان ايمور كه بعد از پدر بحكومت استرآباد منصوب شده بود در مقام غدر و خلاف [ 406 ] درآمده بلطايف الحيل به او دست يافته در آغاز جوانى كه هنوز بيست مرحله از مراحل زندگانى طى نكرده بود نهال عمرش را بصرصر تيغ تيز از پاى درآوردند قليج بيك برادر كوچكتر او پناه بپايهء سرير اعلى آورده شرف بساط بوس دريافت و بدستور برادر مورد الطاف شاهانه گشته برتبهء حكومت استرآباد سربلند شد . اما چنانچه بايد و شايد بلوازم حكومت نتوانست پرداخت و زياده تمكين نيافت تا آنكه رايات نصرت آيات از سفر خراسان عود نموده متوجه نظم و نسق استرآباد گرديدند و طايفهء اوخلو چنانچه گذشت بجزاى اعمال ناصواب رسيدند قليج خان حسب الامر الاعلى كوچ و متعلقان پدر و برادر را برداشته بعراق آمد ساير ريش سفيدان ايمور و سالور سيما نظر بيك مشهور بنطر كور و غير ذلك بملازمت حسينخان حاكم استرآباد مأمور گشته خانه كوچهاى خود را بقلعه آوردند و در حينى كه رايات جلال در استرآباد نزول اجلال داشت ذوالفقار خان برادر فرهاد خان بنوازش بيكران اختصاص يافته بدستور سابق بحكومت آذربايجان منصوب گرديده رخصت رفتن يافت . چون جواد نيكو خرام قلم در مضمار سخن گذارى به قدر الطاف تك و تاز نموده سوانح اين سال ميمون فال را بر صحيفهء بيان نگاشت رجاء واثق است كه همت بلند دانشوران روزگار و مساعدت بخت بيدار همعنانى نمايد كه در عرصهء قضاياى سال آينده بتكاپو درآمده آن مرحله را نيز بر حسب آرزو طى نموده سست عنانى نكند و اللّه ولى بتوفيق .