اسكندر بيگ تركمان

585

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

انبساط خلايق و شعف و سرور ايشان بايوان كيوان رسيده در ازدياد دعاى دولت روز افزون كوشيدند دل‌هاى آرميده آرامش ديگر يافت و جراحت ناسور دل خستگان التيام تام پذيرفت و بعد از آنكه رايات جلال متوجه عراق شد حسينخان حاكم استرآباد نيز حسب الاشاره همايون بتفحص حال ارباب طغيان پرداخته از هر كس مظنه بيدولتى داشت از ميان برداشت در سلب سلب و آلت جارحه بنوعى مبالغه كرد كه من بعد هر كس زهگير در شست داشته باشد شست او را بريده آن زهگير را بيرون آورند طبقه سياه پوشان در كمال خوف و هراس هواى سياه پوشى از سر بيرون كرده پاى در دامن سلامت و رعيتى پيچيدند و آن ولايت بدستور ساير ممالك ايران مهبط امن و امان گشت . ذكر بدست درآوردن الوند ديو مازندرانى و توجه موكب نصرت نشان بصوب مازندران و نظم و نسق آن ولايت بهشت نشان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بعد از فراغ از مهم استرآباد جهت بدست در آوردن الوند ديو و ديوساران مازندران كه هنوز در بيشه خلاف و طغيان مانده بودند عزم توجه آن صوب جزم كردند و قرارداد خاطر اشرف آن بود كه اگر در اين زمستان [ 404 ] در مازندران توقف لازم آيد طرح قشلاق انداخته اقامت فرمايند كه چون بيشه و جنگل از برك و بار عريان گردد او را با هر كس كه هواى ياغيگرى و طغيان در سر داشته باشد بدست آورند و تا عرصهء آن ولايت بهشت - نشان از ارباب طغيان و متغلبان پاك نگردد بجانب عراق حركت بفرمايند و اعيان مازندران را نيز بوعد و وعيد متنبه گردانيده بپيدا كردن الوند ديو و ياغيان مكلف ساختند و جمعى را بيشتر از موكب همايون بتفحص و تجسس ايشان مأمور فرموده روانه نمودند . اين اخبار بالوند ديو رسيده راه نجات منحصر در استيمان و آمدن بدرگاه فلك نشان يافت نخست كس خود بدرگاه معلى فرستاده بشهزادهء پاك طينت نيكو سريرت يعنى نواب مستطاب عليه عاليه عمه محترمه حضرت اعلى كه رحمة للعالمين است توسل جسته كه اگر از خدمت اشرف درخواست گناهان اين گنه‌كار فرموده متقبل عفو تقصيرات من گردند از سر قدم ساخته بدرگاه عالم پناه ميآيم حضرت اعلى از پناه آوردن الوند ديو بدرگاه شاه عباس اين حال آگاهى يافته پيغام دادند كه هرگاه الوند ديو از روى اخلاص بدرگاه خلايق پناه آيد بجان و مال و عرض و ناموس در امانست و الا دانسته باشد كه انشاء اللّه تعالى تا دفع شر او نشود حركت از مازندران به هيچ طرف ممكن نيست . الوند ديو از نويد عطوفت و جان بخشى مستظهر گشته تكيه بر مروت شاهى نموده روى اميد بدرگاه جهان پناه آورده خود را بدر دولت سراى همايون انداخت و حضرت حسب الوعده او را نوازش نموده رقم عفو بر زلات او كشيدند مشروط بر آنكه هواى سواده كوه و آرزوى حكومت آنجا از سر بدر كرده با فرزندان و اهل و عيال بعراق آمده مرفة الحال در ظلال دولت ابد قرين بسر برد و از بيم آفت و مس مخافت ايمن باشد مشار اليه از اين عاطفت و جانبخشى