اسكندر بيگ تركمان

564

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

آغاز داستان فتح خراسان و بيان حالات كه در خلال اين احوال بارادهء ملك متعال روى نمود قبل از اين نگاشتهء كلك نكته پرداز شد كه درين سال حضرت اعلى شاهى ظل اللهى را يورش خراسان در ضمير الهام پذير تصميم يافت در تهيهء اسباب آن سفر بودند كه خبر فوت عبدالله خان اوزبك رسيده آن اراده در خاطر خطير ازدياد پذيرفته بعزم درست و طالع ميمون در سيم شهر رمضان المبارك ست و الف كه ساعت سعد بود از دار السلطنهء اصفهان بيرون فرموده چند روز در كاشان به جهت تنخواه مواجب عساكر منصوره و انجام مهمات و ضروريات آن سفر توقف فرموده اردوى معلى را مقرر فرمودند كه از راه خوار و فيروز كوه بچمن بسطام رفته توقف نمايد و چون خاطر خطير بسير و شكار مازندران بهشت نشان كه ملك موروث حضرت اعلى شاهى است مايل بود تا آن ملك بحيطهء تصرف درآمده بود نديده بودند در اينولايت كه فرهاد خان در آنجا بود بنفس نفيس جريده و سباى از راه سياه كوه روانهء مازندران شدند كه تا جمعيت سپاه چند روزى در آن عرصهء دلگشا عشرت پيرا بوده بعد از فراغ از سير و شكار از آن راه ببسطام آيند و احكام مطاعه باحضار امراء و قلمرو عساكر همايون فرستاده مقرر داشتند كه قورچى باشى با قورچيان [ 388 ] عظام باردوى ظفر قرين پيوندند و الله ويرديخان با غلامان و لشكر فارس و گنجعلى خان با لشكر كرمان از راه يزد و بيابانك بخراسان آمده در هر محل كه رايات جاه و جلال نزول اجلال داشته باشد بموكب نصرت قرين ملحق شوند . مجملا امراء و عساكر قزلباش حسب الفرمان قضا جريان فوج فوج روى توجه به سفر خراسان آورده در چمن بسطام جمعيت نمودند و حضرت اعلى نيز چند روزى در متنزهات مازندران بهشت نشان بسير و شكار پرداخته بعد از اجتماع عساكر باتفاق فرهاد خان از راه ساوه و چهار ده استرآباد آمده باردو ملحق شدند و حاجى محمد خان پادشاه ولايت خوارزم و عرب محمد سلطان ولد او و نور محمد خان بن ابو المحمد والى مرو شاهيجان و نسا و ابيورد چنانچه سبق ذكر يافته از صولت سپاه عبدالله خان از مملكت موروث برآمده بسايهء دولت همايون استظلال جسته بودند در ركاب اشرف بودند و چند روز چمن بسطام مقام معسكر ظفر فرجام بود در آنجا بسان عساكر نصرت نشان پرداخته سواى لشكر فارس و كرمان كه نيامده بودند . در خلال اين احوال اخبار متواتر شد كه عبدالمؤمن خان مير قلبابا كوكلتاش حاكم هرات را چنان كه گذشت بسياست رسانيده و از بلخ و بخارا بسمرقند و تاشكنت لشكر كشيده با هزاره خان و اوزبك خان چنانچه در طى احوال ماوراء النهر سمت گزارش يافت محاربه نموده بر ايشان ظفر يافت و ايشان را با هر كس از سلاطين زاده‌ها كه مظنهء فتنه داشت از ميان برداشته تمامى اوزبكيه طوق فرمانبردارى او در گردن گرفته در كمال شكوه و استقلال و غلبهء خيول و ازدحام لشكر متوجه بلخ و خراسان است بعضى از كوته انديشان كم همت درين سال رفتن خراسان را مصلحت نميديدند و صلاح در آن دانستند كه درين يورش متوجه نظم و نسق استرآباد گشته خاطر از ضبط آن مملكت جمع نموده عنان عزيمت بصوب مراجعت انعطاف دهند كه قرارداد خاطر عبدالمؤمن خان معلوم گشته سال ديگر بمقتضاى وقت عمل شود و چون حضرت اعلى شاهى ظل اللهى شاهين بلند پرواز همت