اسكندر بيگ تركمان

547

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر سوانح ايام سعادت فرجام سال مبارك ايت ئيل تركى مطابق سبع و الف كه سال دوازدهم جلوس همايون است باز فلك انجمن افروز شد * نوبتى خسرو نوروز شد كوكبه خسرو گردون سمند * غلغله در گنبد مينا فكند صحن چمن باز چو صحن بهشت * تازه شد از مقدم ارديبهشت خسرو گل گشت رياحين سپاه * زد به صد آئين بچمن بارگاه نوروز دولت افروز اين سال خجسته آغاز فرخنده انجام در روز دوشنبه يازدهم شهر شعبان المعظم اتفاق افتاده حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در دار السلطنهء اصفهان عشرت پيرا بوده در فصل بهار كه دماغ روزگار از نسيم عنبر شميم شكوفه و ازهار عنبرآگين بود در كمال مسرت و شادكامى و فراغت و خوشدلى بسير و صحبت مشغول داشتند در اوايل اين سال محمد قلى بيك ايشيك آقاسى عربكرلو كه برسم رسالت بميانهء اوزبكيه فرستاده شده بود و در هرات با عبداللّه خان ملاقات نموده بود آمده تاتلق بهادر از جانب عبداللّه خان همراه او بايلچيگرى آمده مفتح ابواب الفت و آشنائى شده بود و مير قلبابا كوكلتاش عريضهء اخلاص آئين به خدمت اشرف نوشته چون در هرات پسرش را كدخدا ميكرد طوى الوسى ارسال داشته بود و ميرزا بيك نامى از اعاظم نقباى ماوراء النهر و خواجه‌هاى سلسله نقشبنديه با كوچ خود كه از بنات مكرمهء سلاطين كاشغر بود به قصد گذراندن حجة الاسلام همراه محمد قلى بيك و تاتلق بهادر بدين ولايت آمد و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى اعزاز و احترام بسيار فرموده مقضى المرام روانهء سفر خير اثر بيت اللّه الحرام فرمودند اما در راه باجل موعود در گذشته به مقصد نرسيد و چون از اقتضاى زمان معظم بلاد خراسان كه ممدوح جمهور سخنوران روزگار است بدست اوزبكيه درآمده بود حضرت اعلى همواره استرداد آن را پيشنهاد همت ساخته هرگز از فكر و انديشهء آن غافل نبودند على الخصوص مشهد مقدس معلى و آستان ملك آشيان حضرت امام الجن و الانس كه زينت افزاى ممالك ايران و آرايش ديباچه سلطنت اين دودمان ولايت نشان است و دار السلطنهء هرات كه مولد و منشاء و محل نشو و نماى آن حضرت است . اما بمقتضاى الامور مرهونة باوقاتها صورت اين مدعا در پردهء خفا مستور بود در اين اوقات كه فى الجمله فراغى از مهام ضرورى حاصل گشته عرصهء ممالك از خس و خاشاك ارباب طغيان و گردنكشان اطراف پاك گرديده بود و متواتر اخبار كدورت و نزاع عبدالمؤمن خان با پدر مير سيد بخاطر غيبى سراير اشرف خطور نمود كه چون مير قلبابا كوكلتاش حاكم هرات كه از تربيت يافتگان عبداللّه خان و معتمد دولت اوست به جهت خوفى كه از عبد المؤمن خان دارد بدرگاه جهان پناه بازگشت نموده دعوى اخلاص