اسكندر بيگ تركمان

545

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

يك چشمه به نظر در ميآيد قرار دادند كه بر زاينده رود بسته شده هر دو خيابان به يكديگر اتصال يابد و تا عباس آباد يك خيابان باشد تخمينا يكفرسخ شرعى و از دو طرف خيابان جوى آب جارى گردد درختان سرو و چنار و كاج و عرعر غرس شود و از ميان خيابان نهرى سنگ بست ترتيب يابد كه آب از ميان خيابان نيز جارى باشد و در برابر عمارت چهار باغ حوضى بزرگ بسان درياچه ساخته شود . القصه هر كس از امراء و اعيان و سركاران عمارات بوقوف معماران و مهندسان شروع در كار كرده در انجام آن ساعى گشتند و از آن تاريخ تا حال كه سنهء هجرى به خمس و عشرين و الف رسيده و اين شگرفنامه تحرير مييابد عمارات با صفا و باغات دلگشا بنوعى كه طرح كارخانهء ابداع در عرصهء ضمير مبارك اشرف طرح افكنده بود بحيز ظهور آمده در كمال لطافت و نهايت خوبى اتمام يافت درختان سر بفلك افراخته و اشجار ميوه دارش گوئى بطوبى جنان پيوند دارد الحاصل هر باغى از آن رشك فرماى باغ جنان و عمارات رفيعش كه بنقوش بديع مذهب و مزين و بصور مصوران نادره كار آراستگى دارد گوئى سدير و خورنق از آن نشانى است بلكه در عرصهء گيتى نظير و عديل آن محض خيال و گمانى بعد از آن شهر عباس آباد نيز در جانب غربى چهار باغ جهة مسكن تبريزيان بنوعى كه در محل خود تحرير خواهد يافت طرح انداخته اتمام دادند . مجملا معمار همت والاى شاهى ظل اللهى چند سال به ترتيب و تزيين خطه فرح افزاى صفاهان پرداختند و آن بلدهء طيبه را از كثرت عمارات و باغات و منازل مرغوب دلگشا و رواقها و منظره‌هاى بهجت افزا و قيصريه و چهار بازار و مساجد و حمامات و خانات عالى مصر جامع ساخته و اليوم خلد برين داغ بندگيش بر جبين دارد و امروز چنانچه كمال اسمعيل گفته : شعر اصفهان خرم است و مردم شاد * اين چنين عهد كس ندارد ياد در تاريخ طرح چهار باغ گفته شده بود ثبت افتاد . تاريخ عجب چهار باغى است بهجت فزا * گرش ثانى خلد گويند شايد چو تاريخ آن دل طلب كرد گفتم * نهالش بكام دل شه برآيد از سوانح آنكه از جانب الكسندر خان و سمايون خان سلاطين گرجستان ايلچيان و از ناوران بپايهء سرير اعلى آمده اظهار اخلاص و بندگى نموده پسران يوسف لقا و دختران حور سرشت ماه سيما از اولاد عظماى گرجستان كه سزاوار خدمتكارى حريم اقبال شهريار بيهمال و قابل خدمت مجلس بهشت آئين ارم تزيين بودند ارسال داشته اظهار اخلاص و يكجهتى بظهور آوردند و ايلچيان مذكور قرين اعزاز و احترام و غريق بحر انعام و احسان معاودت نمودند و كاركنان قضاء پيوسته اسباب عشرت آن حضرت را سرانجام ميدادند . ديگرى از وقايع اين سال آنكه محمد يار خان ولد عليار خان ايمور كه بعد از فوت والد برتبهء ايالت و خانى سرافراز شده حكومت استرآباد بدستور والد به او شفقت شده بود طايفهء