اسكندر بيگ تركمان
391
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
گمراهى و خذلان و فى الحقيقه منكر قرآن و نسبت كننده نقص بسرور انس و جان و معتقد و محب ايشان مرضى و متابع آنسرور باشد . بنابر فرمودهء الله تعالى قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى يحبكم الله و يغفر لكم اميد است كه بشرف محبوبيت سبحان و عز غفران برسند و ايضا شجاعت و اهتمام حضرت امير المؤمنين على كرم الله وجهه در اعلاى حق از آن مشهورتر است كه بر كسى پوشيده ماند و آن جناب در زمان مبايعت و متابعت خلق با ايشان بوده و خود نيز مبايعت و متابعت كرده پس اين جماعت كه نسبت نقص به آن حضرت ميكنند غافلند از آنكه ثبوت نقص آن جناب لازم ميآيد و ايضا چگونه است نسبت كردن صديقه را رضى الله عنها بسبب با آنكه متفق عليه است كه شرف فراش آن حضرت يافته و محبوبهء آن سرور بوده بعضى امور شنيعه يا شنيدن آن جايز باشد و در قرآن مجيد واقع است كه الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات و الطيبات للطيبين و الطيبون للطيبات پس ملاحظه بايد نمود كه نسبت خبث به او منجر بكجا ميگردد ايضا زوجهء كمينه بازارى را اگر نسبت بامر شنيعى نمايند آن بازارى در كمال وحشت ميگردد پس چگونه صاحب فراش خير البشر را بامثال آن چيزها كه بعضى از طايفهء شيعه نسبت ميدهند نسبت توان داد . نعوذ بالله من ذلك فاعتبروا يا اولى الالباب و اگر بعضى گويند كه از ما امثال اين امور واقع نشده و نخواهد شد شك نيست كه اين مهملات را ميشنوند و منع نمىكنند [ 260 م ] پس ايشان نيز حكم آنها داشته باشند و آنچه نوشتهاند كه به حكم آيهء و لا تاكلو اموالكم بينكم بالباطل و حديث لا يحل مال امرء مسلم الا من طيب نفسه چگونه اتلاف محصولات و زراعات مشهد مقدس معلى حلال باشد جوابش آنست كه در آيه و حديث اموال تخصص بمؤمن و مسلم يافته و آنچه بتواتر ثابت شده كه جماعت شنيعهء شيعه ميگويند از زمرهء اهل اسلام و ايمان بيرونند و اين آيه و حديث بنابر مفهوم مخالف كه بعضى علماء اعتبار كردهاند و آيات و احاديث ديگر كه احتياج به نوشتن نيست دلالت دارد بر اينكه قتل و غارت اموال و سوختن و ويران كردن زراعات و عمارات و باغات اهل كفر جايز است و هيچكس را در آن خلافى نيست و ايضا حرب با جماعتى كه بيعت با پادشاه اسلام و خليفه ننمايند جايز است باتفاق علماء هر چند آن جماعت گويندهء كلمهء توحيد و مسلمان باشند و برين دال است بعضى حروف كه اسدالله الغالب على بن ابيطالب كرم الله وجهه در زمان خلافت خويش كردهاند و از اين قبيل است حروبى كه اعليحضرت خاقانى با بعضى از مسلمانان نمودهاند و آنچه نوشتهاند كه زراعات و باغات اطراف مشهد مقدس وقف سركار مزار فايض الانور است كه آبا و اجداد حضرت خاقانى وقف كردهاند چون اينديار از جملهء دارالحرب است و نزد لشكر اسلام موقوفات معين نيست او نيز حكم ساير باغات و زراعات دارد و بر تقديرى كه تعيين و امتياز يابد مصرف آنها مسلمانان خواهند بود وقتى كه به مصرف نميرسيده باشد خليفه را جايز نيست كه آن را بغازيان و لشكر اسلام حلال گرداند و آنچه نوشتهاند كه اكثر ساكنان اين ديار از ذريهء پيغمبراند صلوات الله و سلامه عليه و آله و سلم بر تقدير تسليم گويا آيه كريمهء انه ليس من اهلك انه عمل غير صالح را نشنيدهاند و آنچه نوشتهاند كه همه صالحند صلاح فرع اسلام است و آنچه نوشتهاند كه در مكه و مدينه و شام با علماء صحبت داشتهاند