اسكندر بيگ تركمان
525
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مقرون گردانيده بودند بمهديقلى خان احكام مطاعه فرستادند كه با سيد مبارك من بعد سلوك مستحسن كرده اصلا دست درازى بالكاء مملكت او نكند و مطلقا با عشاير و قبايل اعراب متعلقه به او كارى نداشته باشد . اما نائرهء غضب قيامت لهب دربارهء مفسدان افشار اشتعال يافته حكومت كوه گيلويه را علاوه مهمات فارس گردانيده باللّه ويردى خان مفوض گردانيدند و تنبيه و تأديب متمردان افشار و قلع و قمع بىدولتان آن طبقه بحسن اهتمام او منوط فرمودند و خان مشار اليه بدان ولايت رفته جمعى كثير از مفسدان افشار سيما اراشلو و كندرلو كه خمير مايهء فساد بودند بقتل رسانيده خرمن عمر بسيارى از قبايل سركش خانكى و جوانكى و بندانى و غيره الوار كه هميشه در آن ولايت آتش فتنه و فساد مىافروختند بباد داده بر ساير الناس تحميلات نمود بيدولتان بدبخت و سركشان افشار و الوار آن چنان گوشمالى يافتند كه بعد از آن خيال فساد پيرامون خاطر ايشان نگشت و مهمات آن ولايت را حسب الادعا انجام داده از غلامان خاصه شريفه حاكم در كوه گيلويه تعيين نموده مراجعت كرد و حقايق حالات بپايهء سرير اعلى عرض كرده خدمات او درجهء استحسان يافت و مشمول نوازش و التفات شاهانه گرديد . ذكر آمدن جنود اوزبكيه از خراسان بتاخت دارالعبادهء يزد و محاربه نمودن عليقليخان شاملو و جماعت قزلباشيه و مغلوب شدن اوزبكيه بتوفيق پروردگار جهان درين سال جمعى از جنود اوزبكيه پاى از دايرهء اعتدال بيرون نهاده بارادهء تاخت و غارت دارالعبادهء يزد از راه طبس و رباطات مفازه و جندق آمدند عليقلى خان شاملو قورچى تركش حاكم يزد بود و محراب خان قاجار حاكم طبس كس نزد او فرستاده او را از آمدن جنود اوزبكيه آگاه گردانيد و او شهر را مضبوظ كرده خود با چهارصد پانصد نفرى از جنود قزلباش و تفنگچيان آن حدود كه فراهم آورده بود بعزم جنگ استقبال اوزبكيه نمود جنود اوزبك از راه ديگر آمده بحوالى شهر رسيدند . عليقلى خان كه هشت فرسخ راه طى نموده بود بازگشته بحوالى شهر كه رسيد روز ديگر طليعهء سپاه مخالف كه قريب يكهزار و دويست نفر بهادر بودند و سپاهى ايشان دو سه هزار ميشد نمايان شده به ظاهر شهر رسيدند و در كمال قدرت و اقتدار در حوالى شهر فرود آمدند و بهر جا دست ايشان رسيد نهب و غارت نموده آنچه در هر جا به نظر ايشان درآمد رقم تملك و تصرف بر آن كشيده اموال بينهايت جمع آوردند . عليقلى خان در اول حال حسب الصلاح يزديان سالك طريق حزم و احتياط گشته بمحافظت شهر و قلعه و دروازه پرداخت و اهالى يزد بجهة بسيارى اوزبك تجويز جنگ نميكردند اما خان مشار اليه با آنكه از كيفيت احوال و كميت لشكر خسران مآل اطلاع يافته بود تكيه بر اقبال بيزوال شاهى كرده با فوجى قليل از غازيان شاملو و تفنگچيان و غير ذلك كه حاضر بودند پاى بمعركه مردانگى نهاده طرح جنگ انداخت دلاوران جنود قزلباش و تفنگچيان و غير ذلك مردانه بمحاربه اعدا شتافتند