اسكندر بيگ تركمان
511
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
آمدن عبدالمؤمن خان بسبزوار در اين اثنا خبر معاودت عبدالمؤمن خان بجانب سبزوار و محاصره نمودن قلعه آنجا رسيد چون اكثر لشكريان رخصت يافته متوجه عراق شده بودند و اندك مردمى در ركاب اشرف توقف داشتند و چنين معلوم ميشد كه مدد و كومك از جانب بلخ و ماوراء النهر بعبد المؤمن خان رسيده و او باستظهار لشكر تازه زور اين جرأت نموده جمعى از ارباب رأى و تدبير بجهة پراكندگى لشكر قزلباش و قوت و قدرت عبد المؤمن خان توجه موكب همايون را بجانب سبزوار صلاح دولت نميدانستند تا آنكه خبر رسيد كه عبدالمؤمن خان شهر سبزوار را گرفته در شهر قتل عام كرد و ميرزا محمد مؤمن سلطان حاكم آنجا بارك متحصن شده استعداد قلعه دارى ندارد و اوزبكيه ارك را محاصره نموده در تسخير آن ساعى شدهاند و عنقريب ارك نيز مفتوح ميگردد . حضرت اعلى حكومت گرايلى را نصف بمنصور خان گرايلى و نصف بتوكل خان تفويض فرموده دفع فتنهء عليخانرا به عهده اهتمام ايشان نمودند ولى غازى و چند نفر از اعيان گرايلى را ملازم ركاب مقدس گردانيده عزيمت جانب سبزوار و استخلاص محصوران ارك را وجههء همت ساخته با آنقدر مردم كه در پايهء سرير اعلى مانده بودند متوكلا على اللّه لواى نصرت انتما بدان صوب در حركت آوردند كه آنچه مقدر الهى باشد بظهور آيد و عبدالمؤمن خان كه از پاى قلعهء اسفراين فرار نموده بحوالى مشهد مقدس رفته عازم بلخ بود مسموع او گرديد كه حضرت اعلى شاهى بمحض ترفيه حال ساكنان مشهد مقدس از سر تعاقب او گذشته بجانب استرآباد توجه نموده ميخواست كه خود را از ننگ و عار فرار خلاص سازد و ميدانست كه قلعهء اسفراين كمال استحكام يافته بمردان كار و ذخيره و يراق بسيار مشحونست و استيلا بدان قلعه درين وقت مقدور او نيست و كينهء اهل سبزوار بجهة تشيع فطرى و جرأتى كه قبل از اين در گرفتن موسى ميرزا و رفقاء او نموده بودند در دل داشت و مير على اصغر ولد مير محمد گسكنى نيز كه از اعيان سبزوار اوزبكى شده در خدمت عبدالمؤمن خان بود و با ميرزا محمد مؤمن سلطان حاكم سبزوار و ساير اولاد مير شمس الدين على سلطان عدوات موروثى داشت محرك تسخير سبزوار گشته او را بدان اغواء نمود و توجه موكب همايون بحدود استرآباد بتحقيق پيوسته بود و گمان نداشت كه ديگر باره حضرت اعلى بخراسان عود نمايند عزيمت سبزوار نموده مير على اصغر مذكور چرخچى شده بر سر سبزوار ايلغاز نموده على الغفله به ظاهر شهر رسيد و از اطراف [ 350 ] و جوانب سورن انداخته يورش نمود سبزواريان بجهة عدم اطلاع سراسيمه گشته قوت مدافعه نيافتند ميرزا محمد مومن سلطان با جمعى از اعيان به صد تشويش خود را بارك انداخته محافظت قلعهء ارك و صيانت اهل و عيال خود نموده دست از شهر بازداشتند و اوزبكيه بر آن بلده مسلط شده به شهر ريختند و آن قوم از خدا بى خبر بسفك دماء مسلمين اقدام نمودند و عبدالمؤمن خان تدارك مذلت و عار فرار قتل عام نمودن عبدالمؤمن خان مردم سبزوار را خود را در قتل جمعى فقراء و ضعفاء سبزوار تصور نموده در شهر قتل عام كرد چنانچه از كشتن كودكان شيرخواره خود را معاف نداشته بود راقم حروف كه در موكب همايون شاهى بدان بلده رسيده عورات مقتوله به نظر در - آورد كه اطفال شيرخوار را بر روى سينهء مادر نهاده بشمشير دو پاره كرده بودند و بعد از قتل عام و نهب و غارت شهر متوجه تسخير قلعهء ارك شده حوالها از اطراف و جوانب نصب نموده بجد و جهد تمام در تسخير آن سعى مينمودند