اسكندر بيگ تركمان

504

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ملك زادهء كجور بسيار ديوانه و بدمست بود نواب اشرف بجهة بعضى مصلحتها او را مورد شفقت و التفات شاهانه فرموده در خدمت اشرف انيس مجلس خاص و حريف بزم اختصاص بودند و ولايت كجور را بدستور به او گذاشته بودند . فرار كردن ملك جهانگير حاكم كجور در اين وقت كه فرهاد خان و اعتماد الدوله از سفر عربستان عود نموده بقزوين رسيدند واهمه برو استيلا يافت يا بارادهء مخالفت و عصيان على اى التقديرين در روزى كه اعيان اردو باستقبال اعتماد الدوله و فرهاد خان ميرفتند مشار اليه نيز بر اسب تازى نژاد انعامى نواب اعلى سوار شده ببهانهء استقبال راه كجور و رستمدار پيش گرفت بعد از لحظهء كه خبر فرار او شهرت يافت جمعى بتعاقب مأمور شدند اما به او نرسيدند و او بكجور رفته دم از عصيان زده قلعه كشيد تا آنكه قورچيان عظام بسركردگى قورچى باشى بتسخير قلعهء او مأمور گشته بدانجا رفته او را بدست آوردند و الكاء او ضميمه ممالك گشت چنانچه در محل خود رقمزده كلك بيان خواهد گشت . ديگرى از سوانح اين سال آمدن ايلچيان روس است كه از جانب پادشاه [ 245 ] روس به خدمت اشرف آمده تحف و هداياى لايق آوردند و ايلچى يكى از امراى معتبر روس بود و نامه محبت آميز نوشته اظهار خصوصيت بسيار كرده بودند و بندگان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى مقدم او را بر حسب « اكرموا الضيف و لو كان كافرا » گرامى داشته تعظيم و تكريم بسيار نمودند . در اين سال سلطان مراد بن سلطان سليم بن سلطان سليمان پادشاه روم سفر آخرت اختيار نموده در چهارم شهر جمادى الاولى ثلث و الف طبل رحيل كوفت و او در ايت ئيل اثنى و ثمانين و تسعمائة پادشاه شد و بيست و يك سال بدولت و اقبال گذرانيده در زمان او بسيارى از ممالك بحيطهء تسخير و تصرف روميه و از پادشاهان آل عثمان بمزيد شوكت و عظمت و استقلال امتياز تمام داشت اما ازو در زمان دولت بعضى امور ناشايست بظهور آمد : اولا بنقض عهد كه لايق حال سلاطين نيست اقدام نموده عهد و پيمانى كه فيما بين حضرت شاه جنت مكان و سلطان سليمان جدا و بوقوع پيوسته از جانبين بايمان مغلظه تأكيد يافته بود و استمرار داشت شكسته بنوعى كه در صحيفهء اول سبق ذكر يافت فتنه و آشوب در عالم آرميده انداخته برهمزن هنگامهء عافيت مسلمانان گرديد . ديگر آنكه اسر نساء و صبيان مسلمانان كه در هيچ زمان وقوع نيافته بود و هيچ پادشاه ذيشوكت از سلاطين اسلام تجويز اين امر شنيع ننموده بودند در زمان او شايع گشته بسيارى از نساء و صبيان مسلمانان در آذربايجان و شيروان اسير نموده بگبر و يهود و ترسا فروخته شد چنانچه چند نفر از ذريهء طيبهء سادات در سلك اسارا بمعرض بيع درآوردند و اين فعل مذموم از روم بماوراء - النهر سرايت كرده عبداللّه خان و پسرش نيز در خراسان همين عمل كردند و اين شيوهء نامحمود در زمان ايشان بين سلاطين استمرار يافت و اعظم و بال و نكال آن را همانا سلطان روم كه بادى اين امر شنيع گشته بود بعالم عقبى برد و عاقبت در دنيا اولاد او نيز بشئآمت آن گرفتار آمده روزگار در مقام انتقام ايشان درآمد و بشعشهء تيغ جهانگشاى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى ظلام ظلم و عدوان ايشان بنور عدالت روشنى يافته استرداد بلاد مغضوبه بر وجه احسن ميسر پذير گشت و جميع آنچه در زمان