اسكندر بيگ تركمان
55
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
در اين اثنا سلطانان اوزبكيه بر جوهه سلطان و امراء تكلو و شاملو و ساير نامداران ميمنهء جنود قزلباش هجوم آورده شكست دادند امراء دست چپ نيز تزلزل يافته تاب صدمات پى در پى جنود مخالف نياورده راه انهزام پيمودند سپاه اوزبك بتعاقب منهزمان لشكر قزلباش در حركت آمده در آن دشت و صحرا چون مور و ملخ آفت مزرع دلها شدند چنانچه شاعر گفته : شعر ملخهاى پيكان ز پرندگى * همه آفت مزرع زندگى انهزام لشكر قزلباش و شكست خوردن ميمنه و ميسرهء لشكر حضرت شاه جمجاه جنت مكان در عالم رؤيا مشاهده نموده بودند كه حضرات عاليات ائمهء معصومين عليهم السلام آن حضرت را در اين معركه بفتح و ظفر مژده دادند آنحضرت از كمال وثوق و حسن اعتقاد و وفور جلادت و شجاعت و دلاورى مطلقا از موقف خود حركت نكردند و اصلا آثار تزلزل در ناصيهء همايونش نمايان نبود با سه هزار كس از مبارزان رزم آزماى . نظم همه چون نهنگان مردم رباى * همه چون ستون فلك پا بجاى چون قطب فلك مردانگى پاى تهور و وقار استوار داشته در مكان خود آرام داشتند و حضرت رب العزة بعنايت ازلى گويا آن فوج قليل را از نظر مخالف پنهان داشته صيانت مينمود بعد از لحظهء كه گرد و غبار اندكى فرونشست علم سفيدى به نظر شاه جنت مكان درآمد كه با گروه انبوه در معركه ايستاده بر آن حضرت چنان معلوم شد كه عبيد خان و كوجم خاناند كه با سپاه خاصه در قلب ايستادهاند بهادران اوزبكيه كه فوج فوج از تعاقب قزلباش بازگشته تهنيت فتح بخوانين مذكور مىگفتند عبيد خان از ايشان پرسيده بود كه سپاهى از دور به نظر ميآيد و مدتى است كه بر جاى مانده همانا سياهى بقيه قزلباش است . چند كس را مقرر كرده بود كه رفته خبرى از ايشان آورند جماعت اوزبك به او گفته بودند كه بنوعى شكست و پراكندگى به حال جنود قزلباش راه نيافته كه در اين صحرا نشانى مانده شد آن سياهى چهارپايان اردوى قزلباش است و ديده بصيرتشان از مشاهدهء آن سياهى پوشيده گشت در اينحال شاه جنت مكان بمبارزان ملوك اقبال كه در آنمكان توقف داشتند امر فرمودند كه مردانه وار حملهء مردانهء سپاه قزلباش بر سر آن گروه تاخته تا پاى علم سفيد عنان اشهب تيز گام باز نكشند و بجز تيغ تيز و شمشير خونريز دست به هيچ حربه نبرند و بهر كس زخمى زنند با تمام كارش نپرداخته متوجه ديگرى شوند كه هزيمت ننگ و عار و به مردى كشته شدن نيكنامى روزگار است . بيت يا بر مراد بر سر گردون نهيم پاى * يا مرد وار بر سر همت كنيم سر از آن گروه عقيدت گزين جان نثار اول قورچيان شاملو و ذوالقدر فرمان مرشد كامل را