اسكندر بيگ تركمان

52

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سلطان برسم منقلاى از استرآباد بيرون آمده در چمن بسطام بعبيد خان دوچار شدند جنود قزلباش به هزار نميرسيد لشكر اوزبك از بيست هزار متجاوز بودند هر چند محاربهء آن فوج قليل با پادشاه اوزبك موافق قانون عقل نبود اما اوزبكان دست و گريبان رسيده امراء جز محاربه چاره نيافته [ 39 ] بالضروره صف قتال آراستند و فيما بين جنگ عظيم و نبرد قوى دست داد الحق در آن روز دلاوران بيباك در آن معركهء هولناك كارزارى كردند كه زمانه انگشت حيرت بدندان تعجب گزيد هنوز صعوبت جنگ بسطام در ميانهء اوزبكيه زبانزد خاص و عام است مكررا اخى سلطان خود را بر قلب عبيد خان زده نزديك به آن بود كه قلب منقلب گردد بهادران قول شروع در شبه گردند اخى سلطان با بسيارى از مبارزان تكلو به زخم تير از پاى در آمد عبيد خان ظفر يافت و دمرى سلطان بدست در آمده كشته شد . زينل خان از رسيدن اين خبر در شهر اقامت نتوانست نمود بيرون آمده بفيروز كوه رفت عبيد خان در اين مرتبه استرآباد را ترمش بهادر كه از امراء نامدار اوزبكيه بود داده روانهء هرات شد و به اطراف و جوانب پرنادلان فرستاده در آن سال در غوريان قشلاق كرد در سال ديگر مطابق سنهء اربع و ثلاثين و تسعمائة بر سر قلعهء هرات رفت حسين خان شاملو كه بعد از فوت برادرش دورميش خان حاكم هرات شده بود به تعمير قلعه و استحكام برج و باره پرداخته اسباب قلعه دارى آماده كرده مكررا جنگهاى مردانه از جانبين وقوع يافته محاصره بهفت ماه كشيد ذخيره در قلعه ناياب گشته حسين خان جميع رعايا و مردم شهر و بلوكات كه در قلعه بودند بيرون كرده از آذوقه ايشان چند روزه اوقات غازيان حاصل نمود در اين اثنا خبر قتل زينل خان در ميانهء اوزبكيه شايع شد كه در دامغان باتفاق جكور كه سلطان حاكم سبزوار بر سر ترمش بهادر آمده جنگ كردند و از قضاى الهى ترمش بعد از آنكه مغلوب شده بود غالب آمده زينل خان و چگور كه سلطان هر دو بقتل آمدند عبيد خان از اين واقعه مسرور و فرحناك گشته در همانروز بتحريك يارى بى ولد جان وفا ميرزا كه امير الامراء عبيد خان بود هجوم عظيم نموده از همه طرف يورش بقلعه آوردند و غازيان شاملو صدمات دليرانه اوزبكانرا بسر پنجه تهور و مردانگى دفع نموده خلقى كثير در حوالى قلعه بر خاك هلاك انداختند تفنگى بر يارى بى خورده تفنگچى مجهول سر او را بريده نزد حسينخان آورد عبيد خان از كشته شدن او بغايت متألم گشته سور و سرورى كه داشت بالم و سوگوارى تبديل يافت اما معلوم او شد كه با وجود اينهمه سعى و اهتمام كه بظهور آورد تسخير هرات ميسر پذير نيست در خلال اينحال آوازهء توجه رايات نصرت آيات شاهى بجانب خراسان و جنگ ترمش بهادر با منقلاى سپاه نصرت پناه و خبر كشته شدن ترمش به او رسيد با الم فراوان و اندوه بى پايان از پل مالان كوچ كرده راه بخارا پيش گرفت كه از خانان چنگيزيه استمداد نموده ديگر باره شورش و انقلاب بملك خراسان اندازد . ذكر آمدن عبيد خان با خواقين اوزبكيه مرتبهء سيم بخراسان و توجه موكب همايون شاهى و محاربه نمودن در خسروجرد جام و ظفر يافتن حضرت شاه بامداد حضرت ذوالجلال و الاكرام قلم چون عندليب نغمه پرداز * چنين دستان سرائى مىكند ساز