اسكندر بيگ تركمان

17

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بيت اگر رفته آن سرو از جويبار * تو باشى بگيتى زوى يادگار دل دوستان از رخت شاد باد * بناى خرد از تو آباد باد سلطان شيخ ابراهيم در زمان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بشيخ شاه اشتهار دارد و بمضمون صدق مشحون و اتبعت ملة ابائى ابراهيم بدستور آباء و اجداد بر مسند ارشاد تكيه زد و طالبان طريق قويم را بمنهاج مستقيم شريعت و دين پرورى دلالت مينمود و خلفاء و اعيان به اطراف و اكناف فرستاده در اندك زمانى درگاه سدره اشتباهش مرجع اقاصى و ادانى گشته خلايق تراب عتبه عليه‌اش كحل الجواهر ديده اعتبار دانسته از ازدحام ارباب ارادت طايفان حريم عزتش را در حضور اقدس مجال بار نبود و شان معالى نشانش روز بروز ارتفاع يافته احدى از مردم آن ولايت از فرمان واجب الاذعانش مجال تخلف محال مينمود و از فواضل انعام و اكرامش فقراء و محتاجان بل عموم ساكنان آن ديار بهره‌ور مىگشتند ، مطبخ معموره‌اش مملو از ظروف و اوانى سيم و زر و در بخشش و احسان از آباء و اجداد برتر ، اطوار حميده‌اش شاهانه و شمايل پسنديده‌اش پادشاهانه بود ، از آنجا كه شيوهء گردون دون است ذات همايونش بامراض مختلفه رهنمون گشت ، زمانه بساط شادمانى از آن سلسله درچيد و عرض مرض متمادى گرديد آفتاب عمرش بپايه زوال افتاد بارقهء اينمعنى بر ضمير منيرش پرتو انداخت و ديده از سود و زيان حيات و ممات در پوشيده متاع ارجعى الى ربك راضية مرضية را بجان خريدار گشته ارباب اخلاص و منسوبان اين سلسله عتبه عليه گردون مناص را جمع آورده ايشان را از واقعه ناگزير كه گريبان گير غنى و فقير و برنا و پير است آگاه گردانيده بعد از موعظه و پند و وصاياى ارجمند ايشان را با طاعت و انقياد فرزند بيمثل و مانندش سلطان جنيد ترغيب نموده وليعهد و جانشين خود گردانيد و سفارشات بليغ درباره او كرد هذا ما عهدنا اليكم و العهدة فى الدارين عليكم . بعد از تقديم وصيت روح شريفش بجوار مغفرت رب العزة پيوست و حضرت سلطان جنيد بمراسم تكفين و تجهيز قيام نموده در جوار آباء عظام مدفون ساخت . سلطان جنيد شهبازى بود بلند پرواز و خسروى گردن فراز بدرى از آسمان فتوت و ارشاد درخشيده و آفتابى از سپهر خلافت ظاهر و باطن طالع گرديده ، چون بر مسند سرورى و سرير دين‌پرورى متمكن گرديد خلايق را بعلم ارشاد و دين پناهى كه مخبر از داعيهء سلطنت و پادشاهى بود آگاهى داد ، ارباب ارادت از اطراف و جوانب روى اخلاص بعتبه عليه‌اش آورده ركن اعظم ارشادش تحريص ارباب ارادت بغزا و جهاد كفار نابكار بود ، روز بروز اسباب حشمتش ميافزود و جمعيت ارباب ارادت و اخلاص زياده‌تر ميگشت ، ميرزا جهانشاه تركمان كه پادشاه زمان و فرمانفرماى عراقين و آذربايجان بود شمه از سلك جمعيت و انتظام اسباب حشمت و مكنت سلطان جنيد را شنوده به آن حضرت بدمظنه گرديد و از زوال ملك و دولت خود ترسيده از بيم بدنامى محاربهء با آن حضرت لايق ميدانست مكررا كسان نزد آن حضرت فرستاده بكنايه و صريح خاطر نشان كرد كه از مركز دولت بهر طرف رأى شريفش اقتضا نمايد سفر گزيند . آن حضرت توجه جانب ديار بكر را مصلحت وقت دانسته عزيمت آن طرف نمود و از هوا خواهان دودمان صفويه و صوفيان صافيه جمعى كثير عازم خدمت گشته در سايهء لواى سعادت انتمايش مجتمع گشتند تا در كمال شكوه و جلال در حصن كيف نزول اجلال نمود در آنوقت والى نصف ديار بكر امير كبير ابو النصر حسن بيك آق قوينلو بود كه اطاعت ميرزا جهانشاه نمينمود ميانهء ايشان ابواب مخاصمت و عناد مفتوح و طريق آمد و شد مسدود بود از مژدهء ورود موكب مسعود سلطان جنيد اظهار مسرت و شادمانى نموده آن عالم آراى عباسى - 2