اسكندر بيگ تركمان
373
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
چون در صدر مرقوم كلك بيان گرديده كه اين جلد مشتمل بر دوازده مقاله است للّه الحمد كه مقالهء اول از مقالات دوازده گانه كه محتوى بر شرح حالات اسلاف گرام و مقالات عاليهء اجداد عاليمقام مذيل بنام نامى و اسم مبارك سامى آن حضرت بود بقلم ارادت و حسن اخلاص ترقيم يافته و سوانح عجيبهء غريبهء ايام ولادت با سعادت آن حضرت را تا زمان جلوس بر مسند دولت و كامرانى كه آغاز جهانبانى و طلوع نير گيتى ستانى است و وقايعى كه در طى آن ايام نيكو فرجام سمت ظهور يافته بنوعى كه دانست و توانست بر صحيفهء بيان نگاشته زيب اين ديباچه دفتر سعادت گردانيد اكنون ناتمام است بنابر وعدهء سابقه جواد نيكو خرام قلم را در مضمار سخن سرائى بجلوه درآورده بقيهء مقالات اثنى عشرى را كه محتوى بر خلاصهء اطوار زكيه و سير مرضيه و مجملى از صادرات خجسته مآل و قضاياى زمان دولت بيزوال آن حضرت است در صحيفهء دويم بتوفيق اللّه و حسن تأييداته بتفصيل مرقوم قلم شكسته رقم خواهد شد در انجام اين صحيفه در رشته تحرير درميآورد كه مطالعه كنندگان اين صحيفه را فى الجمله اطلاعى بر آن حاصل آيد تا بر منتظمان كارخانهء عالم و نظارگيان جهان آفرينش و ابداع جوهر دانش و آداب جهاندارى و خصائل سنجيده و بزرگوارى آن يگانهء روزگار ظاهر و واضح گردد كه بچه مثابه بوده و بتأييد حضرت ذوالجلال و نيروى اختر اقبال و مساعدت كوكب بخت فرخ فال چه فتوحات عظيمه او را روى داد و زمانه چگونه ابواب ترقى بر روى روزگار اولياء دولتش گشاده و بچه طريق مهام انام را بحسن تدبير و رأى صايب [ 274 ] و دانش خداداد نظام و انتظام بخشيده كه سلاطين كشورگير ارباب رأى و تدبير چون نظر بر ديباچهء ديوان تقدير اندازند قوانين پسنديده آن را قانون كردار و دستور العمل اطوار خود سازند . [ به توضيح ذيل صفحهء بعد مراجعه كنيد ] الحمد للّه و المنه كه راقم اين ارقام توفيق اتمام صحيفهء اول از تاريخ عالم آراى عباسى يافته رقم تسويد پذيرفت و چون مكررا در اين صحيفه مرقوم كلك بيان گرديده كه اين نسخه شريفه بتاريخ خمس و عشرين و الف بتحرير پيوست و بعد از آن نيز چند ساله وقايع زمان دولت سعادت پيوند حضرت ظل اللهى وقوع يافته بود در مقصد ثانى جلد دويم بتحرير آورده بود لازم ديد كه مجملى از آنها بدستور ضميمهء اينمقالات گرداند كه خلاصهء احوال چهل ساله زمان دولتش از مطالعهء اين جلد معلوم گشته متعطشان بوادى اخبار را موجب سيرابى گردد بنابر رفع تناقص در فوق اشارهء درين معنى شده از تكرار نينديشيده در آخر كتاب نيز بتحرير اين مدعا پرداخت كه مورد اعتراض معترضان نبوده باشد هر چند اين فقرات پراكندهء ناتمام كه فراهم آمده صحراى بيدانشى است آن قدر ندارد كه در تلو درارى تأليفات ارباب سير و اصحاب اخبار كه از بحار فضل و كمال بساحل ظهور آمده انتظام يابد تا قابليت تسويد و شايستگى تحرير داشته باشد . اما چون خزف فروشان فرومايه در رسته بازار تعلق با كمال بيجوهرى و زبونى كالا و متاع خود را هر چند كاسد باشد رايگان ندادهاند بل چون جواهر گرانبها دست مايهء دكانچهء اعتبار دانسته بها نشمردهاند على الخصوص كه صادرات احوال گرامى خاندان صفوت نشان صفوى بنيان و صورت احوال فرخنده مآل خاقان جم قدر ممالك ستان گزارش و نگارش يافته كه اگر بدين دو سعادت عظمى « مطلع السعدين » زمانش خوانند رواست و بدين دو نسبت عليا « ظفر نامهء » دورانش نامند سزاست ملتمس ارباب فطنت و ذكاء آنست كه به عين عنايت و ديدهء الطاف درونگرند و در حين مطالعه هر جا نظر بسهو و خطايى اندازند پردهء فتوت الطاف در او پوشيده در مقام اصلاح درآيند و بمضمون اين كلام « بزرگان خرده بر خردان نگيرند »