اسكندر بيگ تركمان

332

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

طوايف قزلباش در آن شهر است و درين هنگام جهت صيانت اهل و عيال روى توجه به آن صوب ميآوردند همگى بر سر خود جمع كرده محلات را كوچه بند نموده تا رسيدن موكب عالى بمحارست شهر و دولتخانهء مباركه قيام نموده منتظر ورود موكب مسعود بوده باشد چه محتمل بود كه هر گاه وصول اسمعيل قليخان بقزوين مسموع طاغيان گردد از رفتن آنجا باز آمده هر يك بالكاء مملكت خود روند و اسمعيل قليخان حسب الاشارهء عالى در آخر همان روز با طايفهء شاملو روانه شد اما شهزاده را همراه نبرد و موكب عالى نيز متوكلا على اللّه متعاقب در حركت آمد . ذكر توجه شاهزادهء عالميان جهت قلع فتنهء ارباب طغيان بجانب عراق و محاربه نمودن با طبقهء شقاوت نشان و فيروزى يافتن بعون عنايت ملك منان چون توجه جانب عراق و تنبيه و تأديب ارباب شقاوت و نفاق تعميم يافت محمدى خان تخماق را بحكومت تبريز نصب نموده باتفاق امام قليخان بيگلر بيگى قراباغ و ساير امراء جزو آذربايجان بمحاصرهء قلعه مأمور گردانيدند و جمعى از قورچيان و ملازمان درگاه را به خدمت نواب [ 243 ] سكندر شأن و كشيك دولتخانه تعيين نموده ابوطالب ميرزا را در خدمت والد بزرگوار گذاشتند چون اين عزيمت موجب تعويق تسخير قلعه بود صواحب تبريز قلق و اضطراب عظيم آغاز نهادند نواب جهانبانى بمواعيد دلپذير ايشان را اطمينان داده سه ماه وعده كردند كه بتوفيق اللّه تعالى مهم طاغيان را صورت داده به تبريز باز گردند و توكل بدرگاه قادر ذوالجلال كرده با ملازمان خاصه و جمعى از امراء و قورچيان كه مجموع زياده از سه هزار كس نبودند روى توجه به مقصد آوردند و بهفت منزل بدار الارشاد اردبيل آمده بشرف زيارت حضرت سلطان الاولياء المحققين و قبور منور مشايخ عظام و اجداد عالى مقام مشرف شده چون سال به آخر رسيده بود نوروز ايت ئيل مطابق سنه 995 هجرى قريب شده بود يك هفته در آن خطهء شريف توقف فرموده ايام نوروز فيروز را بعشرت و شادمانى گذرانيدند و در آن آستان سدره نشان كه محل استجابت دعاى بازيافتگان درگاه الهى است جزاى اعمال سيئه ارباب عصيان و طغيان را مسئلت نموده در اول سال از ارواح مقدسه آن بزرگواران استمداد همت كرد و از راه خلخال روى توجه بعراق آوردند و چون معسكر عالى در نهايت قلت و معاندان در كمال شوكت و كثرت بودند سرعت در رفتن مناسب وقت و صلاح دولت نديده قورچيان قمر مسير جهت احضار دولت خواهان و ارباب ارادت فرستاده بتأنى راه مسافت مىپيمودند . اما كمتر كسى توفيق مرافقت يافت از جمله جماعت شيخاوند كه با اتباع و ملازمان جمعى كثير ميشدند با وجود نسبت قرابت توفيق اين خدمت نيافته از همراهى تقاعد ورزيده بلكه جهلاء آن طبقه كرام پاى از دايره ادب بيرون نهاده بعضى از اسبان طوايل خاصه را كه از عقب ميآوردند طمع كرده بعنف متصرف شدند بالجمله چون در الكاء طارم نزول اجلال واقع شد چند روزى به جهت جمعيت عساكر منصوره توقف نموده پير غيب خان استاجلو را كه حاكم طارم بود بمحافظت سرپل تعيين فرمودند و به جهت طغيان آب رودخانه قزل اوزن تردد مردم دهاقين باردوى عالى كمتر واقع