اسكندر بيگ تركمان
281
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بيگلر بيگى فارس تقصير يساق واقع شده درين دو سه سال كه سفر آذربايجان اتفاق افتاد لشكر فارس ببهانهء ظهور و خروج قلندر كه در كوه گيلويه واقع شد از يساق تقاعد نموده نيامدند رقم عزل بر صفحه احوال او و چند نفر ديگر از امراء ذوالقدر فارس كشيده امت بيگ يوزباشى را كه از عظماء و ريش سفيدان طائفهء ذوالقدر بود برتبه خانى و ايالت و دارائى و امير الامرائى آن ولايت كه تختگاه سليمان و دار الملك كيان بود منصوب گردانيد امراء مجددا تعيين نمودند حكم شد كه امت - خان از لشكر فارس جمعى را بمدافعهء قلندر و معاونت اسكندر خان افشار بكوه گيلويه فرستد و خود با بقيه لشكر متوجه خراسان گشته بموكب ظفر قرين پيوندد و فرمان واجب الاذعان عز اصدار يافت كه وليخان تكلو حاكم همدان بيگلر بيگى قلمرو عليشكر و امراء آن سرحد و وليخان افشار حاكم دارلامان كرمان با جنود آن ولايت عزيمت يساق خراسان نموده درين سفر در موكب همايون باشد . مجملا سه ماه بهار را در دار السلطنه قزوين بعشرت و كامرانى گذرانيده اركان دولت ابد پيوند بسرانجام اسباب يساق خراسان پرداختند و در هنگام ارتفاع محصولات عنان عزيمت بدانصوب در حركت آمد و استمالت نامهها بامراء خراسان مصحوب قورچيان قمر مسير ارسال يافت كه از روى اخلاص و شاهى سيونى بر سر مرتضى قليخان پرناك جمعيت كرده باتفاق او بموكب اعلى پيوندند و فوج فوج عساكر نصرت مآثر از اطراف و جوانب در ظل رأيت فيروزى آيت جمع ميشدند و در اندك زمانى آن چنان جمعيتى دست داد كه در هيچ زمان جمعيت لشكر قزلباش را بدان مثابه نشان ندادهاند در اثناء راه شاهويردى بيگ يكان از خراسان عود نموده بعضى معذرتها از جانب مرشد قليخان در قفاء عرض نموده در اثناء محاوره و گفتگو درشت خوئى كرده عاقبت مورد عتاب و خطاب گشته مؤاخذ گرديد مهدى قلى بيگ ولد حسن بيگ چاوشلو نيز كه قورچى تير و كمان و از عظماء و معتبران طايفه استاجلو بود درين مراتب گفتگوها بتعصب اويماقيت و حمايت ايل و عشيرت در مجمع امراء دليرانه سخن ميگفت او نيز چون صاحب داعيه و محل اعتماد نبود مؤاخذ گشت سلمان خان و ريش سفيدان استاجلو باغوا و تحريك معاندان و دوستى شاهزادهء عالميان هر دو را بقتل آوردند . اما على قليخان و مرشد قليخان آوازهء وصول لشكر عراق شنيده در ركاب مقدس شاهزادهء گيتى ستان اعنى حضرت ظل اللهى اعليحضرت شاهى از دار السلطنه هرات بيرون آمده امراء عظام كه با ايشان عهد و پيمان بسته موافقت حضرت اعلى و مخالفت نواب سكندرشأنى اختيار نموده بودند همه بر سر ايشان جمعيت نموده منزل به منزل تا بلدة المؤمنين سبزوار آمدند و در وقتى كه موكب همايون شاهى بدامغان رسيد ايشان در سبزوار بودند با وجود قوت و شوكت لشكر عراق كه اضعاف مضاعف آن گروه بودند از دليرى خراسانيان و آمدن ايشان تا سبزوار خاطرها مكدر و پريشان گرديده گمان مردم آن بود كه فيما بين آن دو گروه در همان چند روز مقابله و مقاتله عظيم واقع مىشود و اكثر عظماء و ريش سفيدان اين جنگ را مكروه ميشمردند زيرا كه طوايف قزلباش را اقرباء و خويشان به يكديگر آميخته جمعى در آنطرف و جمعى در اينطرف بودند از امراء صلاح انديش خصوصا قلى -