اسكندر بيگ تركمان
223
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
پادشاه خود با ما چنين سلوك كرد قابل تربيت است و بالجمله منصب ايشيك آقاسى گرى به او داده چند روز در ملازمت بود بعد از آن نواب مهد عليا كه از اطوار ناهنجار و سخنان بىادبانه او بغايت آزرده خاطر بود تاب نياورده او را گيرانيدند و بفضيحت تمام بقلعهء اصطخر فرستادند و در آن قلعه از اوج حيات بحضيض ممات افتاده محبوس مطمورهء خاك گشت روز ديگر جميع سادات و اكابر و اعيان شيراز و ريش سفيدان ذوالقدر بر در كرياس گردون اساس جمع شده بشرف پاى بوس مشرف شدند على بيك بايالت شيراز و لقب خانى سرافراز شده از سادات عظام [ 160 ] شاه مظفر الدين انجو كه دولتخواه ميرزا بود منصب قضاى عسكر يافت ميرزا احمد كفرانى وزير و متصدى خاصهء شريفهء شيراز كه در اين چند سال خصوصا ايام اسمعيل ميرزا خدمات شايسته بتقديم رسانيده بود منصب عالى نظارت سركار خاصه شريفه يافت و چون سركار عالى نواب اشرف بيسامان شده بود عليخان مذكور و جناب ميرزا احمد كفرانى ناظر ضروريات سركار شاهى را از سركار خود و طايفهء ذوالقدر و وجوهات ديوانى مملكت سامان نمودند و همه روزه جوق جوق از يوزباشيان و ايشيك آقاسيان و اهل خدمت و ترك و تاجيك از دارالسلطنه قزوين ميرسيدند و نوازش مييافتند مير قوام الدين حسين مستوفى شيراز كه در وقت نزاع ولى - سلطان و آقايان ذوالقدر با ايشان متفق شده بود بدينجهت ولى سلطان در قزوين شكايت او باسمعيل ميرزا كرده او را گرفته در صندوق مقيد و محبوس بود استخلاص يافته بشيراز آمد بوزارت نواب خورشيد احتجاب مهد عليا فخر النسا بيگم حرم محترم نواب سكندر شأن سرافراز گشت و نواب مهد عليا مؤسس مرتب امور دولت گشته هيچ مهمى بىامر و اشاره عليه او فيصل نمييافت و نواب سكندر شأن مراعات خاطر شريفه او بسيار ميكرد و نواب مهد عليا ارادهء استخلاص خان احمد خان والى گيلان كه در قلعه اصطخر محبوس و با نواب مهد عليا قرابت قريبه داشت نمود نواب سكندر شأن بر حسب اراده رضاى خاطر شريفه نواب مهد عليا خان احمد را از قلعه بيرون آورده و تعظيم و تكريم بسيار كرده بايالت و دارائى گيلان وعده داد همچنين شاهرخ بيك تاتى اغلى ذوالقدر را كه شاه جنت مكان باولياء اسمعيل ميرزا گرفته بود در قلعه محبوس بود اسمعيل ميرزا در ايام دولت خود وكالت خود و وكالت ديوان اعلى را نامزد او نموده همه روزه وعده بيرون آوردن او ميداد و از قوت بفعل نميآورد نواب سكندر شأن بيرون آورده برتبهء ايالت و خانى تفويض منصب والاى مهردارى رفعت آسمانى بخشيدند درين اثناء ميرزا سلمان وزير ورود سعادت نموده اول به منزل عليقلى خان رفت و به او توسل جست بوسيله او و جناب ميرزا احمد ناظر كه با او طريقه دوستى داشت بشرف پاى - بوس اشرف و سجده نواب مهد عليا مشرف شد و در طى عرض حكايات و اخبار قزوين و اطوار نواب پريخان خانم و اطاعت و انقياد امراء سخنان دولتخواهانه معروض داشت و تربيت يافته در همان مجلس پابوس وزارت ديوان اعلى كرده بدستور وزير و اعتماد الدوله شد . اما سوانح حالات قزوين آنكه نواب پريخان خانم بدولت و اقبال بر مسند كامرانى تكيه زده جميع مهمات سلطنت را متكفل شد و امراء عاليشأن سر بر طوق فرمان نهاده همه روزه بعتبه عليه عاليه او جمع شده قرار دادند كه از هر اويماق يك كس ريش سفيد و معتمد عليه بوده مردم آنطايفه از صوابديد او تجاوز نكنند از طايفه تركمان امير خان و از استاجلو پيره محمد خان و از شاملو سلطان حسينخان نوادهء دورميش خان و از تكلو مسيب خان شرف الدين اغلى و از افشار قلى بيك قورچى باشى و از ذوالقدر مهردار ديوان اعلى و قس على هذا از جميع اويماقات ريش سفيدان تعيين يافته مهمات ضرورى را برسالت شمخال سلطان چركس خالوى نواب خانم بعرض ميرسانيد و بدانچه حكم ميشد عمل مينمودند و مقرر شد كه سواى