اسكندر بيگ تركمان

190

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اسامى مطربان و اهل نغمه چون حضرت شاه جنت مكان از مناهى اجتناب تمام مينمود ارباب طرب را در نظر شريعت وقعى و اعتبارى نمانده بود و جمعى كه سمت ملازمت اشراف داشتند اخراج فرموده سواى استاد حسين شوشترى بليانى و استاد اسد كه سرنائى نقاره خانه همايون بود كسى از اين طبقه ملازم نبودند و در اواخر ايام حيات بمظنه آنكه مبادا شاهزادگان بصحبت ايشان رغبت نمايند بعضى از امراء كه لله و دده‌اند طبيعت به علت داده با وجود ايشان در اردوى باعث ميل و رغبت بمنهيات گردد مشاهير اين طبقه را كه در اردو بودند مثل حافظ احمد قزوينى كه در گويندگى طاق و در پيچش آواز و نمك خوانندگى شهره آفاق بود و حافظ لله تبريزى و غيرهم از اردو اخراج كردند و استاد حسين سرنائى را چون بمجالس ميرفت گرفته چند گاه محبوس كردند و آخر قسم دادند سواى سرنا كه در نقاره خانه همايون نوازد در جاى ديگر ننوازد اما جمعيكه در آنزمان بودند در زمان اسمعيل ميرزا در اردو جمع شدند . از گويندگان احمد كه در شيوهء گويندگى و قدرت آواز از امثال و اقران امتياز داشت . حافظ جلاجل خوانندگى و گويندگى را جمع كرده در هر دو شيوه مرتبهء كمال داشت و الحق در آنوقت بر ساير اين طبقه رجحان داشت در زمان اسمعيل ميرزا چالچى باشى شد و اين بيت حال اوست : شعر اى خوش آن دايرهء دامن صحرا كه درو * هر زمان همچو جلاجل بفقان آيد جل در زمان فرخنده نشان حضرت اعلى قرب و منزلت تمام يافت در دار السلطنه قزوين آهنگ سفر آخرت ساز داد . حافظ مظفر قمى قرارداد خاطرها است كه خوانندگى مخصوص اهل خراسان و گويندگى مخصوص اهل عراق است و حافظ مظفر اگر چه از اهل عراق بود اما بروش خراسان خوانندگى كردى و الحق در اين شيوه در عراق طاق بود . حافظ هاشم اگر چه در آنزمان در جنب ديگران نبود و زياده شهرتى نداشت اما در اواخر ترقى نمود و شعلهء آوازش زبانه بر فلك ميكشيد در خدمت نواب شاهزادگى معفور سلطان حمزه ميرزا قرب و منزلت تمام يافته در امثال و اقران مرتبهء پيشى داشت . از زمرهء سازندگان : ميرزا محمد كمانچهء سازندهء بيقرينه بود عود نير مينواخت در زمان اسمعيل ميرزا