اسكندر بيگ تركمان
172
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
گويندگان روزگار است در زمان نواب سكندر شأن از زمرهء مجلسيان و مقربان شاهزادهء كامران سلطان حمزه ميرزا بود در زمان خجسته نشان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بيشتر از پيشتر منظور نظر التفات گشته همواره ملازم ركاب اقدس بود و در اسفار خراسان آهنگ سفر آخرت ساز داده عزيمت عالم بقا نمود . ميرزا ابراهيم اصفهانى او نيز وزير زادهء قابل مستعد خوش نويس بود جناب ميرزا نيز بطريق مير منحرف نويس بود اما او رتبهء خط مير نداشت سخى طبع و صاحب همت قلندر روش درويش منش بود آنچه دست مكنتش به آن ميرسيد در سفرهء اخلاص نهاده وثاق سراسر نفاقش از آمد شد ظرفاء و شعراء و مردم اهل خالى نبود گاهى بزرگانه در كمال تنعم روزگار گذرانيده گاهى ايام هفته را بنان جوى قناعت ميكرد و بر در توكل نشسته از اهل مناصب و اعيان به قدر رعايتى مييافت اما بسيار مرد شوخ طبع صحبت دوست بوده راه ستم ظريفى و خباثت و بدگوئى و وضيع و شريف در خدمت جناب ميرزا گشاده بود در شعر فهمى و تتبع لغات فرس دعوى انفراد مينمود رساله كه در لغات فرس تأليف نموده اكنون در عراق شايع است . ديگر نستعليق نويس در ميانهء هر طبقه بودند مثل عيسى بيك ولد شاطر محمد نواده شاطر على كه از يكه نويسان بيبدل بود و پير بوداق بيك فيلان اغلى شاملو كه در نستعليق ترقى كرده در ميانهء اتراك ممتاز بود پسران بيكلو ولى عرب كرلو نيز نستعلين نويس بود اگر قلم عنبرين رقم بتوصيف حال هر يك از امثال اين جماعت زبان گشايد قصر به طول ميانجامد و از طبقهء تعليق نويسان كسى كه در آن عصر خوشنويس بيقرينه بود خواجه علاء الدين منصور منشى كه از منشيان مجلس همايون بود و اسم او در سلك منشيان مرقوم گشته چون از زمرهء خوش نويسان بود از تكرار آن نينديشيده و تحرير نمود وى از كلانتر زادههاى الكاء كرهرود است تتبع خط مولانا درويش را بسيار خوب كرد در آن عصر مسلم الثبوت بود اما جمعى ديگر كه دغدغه خوشنويس اينخط داشتند كه خط او مرتبهء كمال دارد اما بسيار درشت نويس است و دايرهها را بزرگ مينويسد ظاهرا در كتاب و مضامين و نشانها آن روش خوشنماتر است شكستهء نستعليق را نيز بمزه و خوب مينوشت . ميرزا احمد ولد ميرزا عطاء اللّه نيز از خوشنويسان تعليق است او اگر چه در اوايل شاگردى خواجه علاء الدين منصور كرد اما در اواخر ترقى عظيم كرد و تتبع روش شكسته مولانا درويش را كه بقلم كند نوشته بسيار خوب كرده دايره خط او بر خلاف خواجه علاء الدين منصور و غير كاواك بود اما زياده رطوبتى ندارد وى از وزير زادگان معتبر زمان جنت مكان بود در زمانى كه پدرش وزير آذربايجان و شيروان و منظور انظار شاه جنت مكان و بعنايتهاى گوناگون محسود تاجيكان بود او را در اردوى معلى مجلسى و اهل خدمت بوده محبره و دوات قلم و قلم تراشيدن شاه جنت مكان به او تعلق داشت در اواخر معاندان غمز و سعايت آغاز كرده او را از نظر فيض اثر انداختند مدتها پريشان حال ميگرديد اما هر گاه كتابات روم نوشته ميشد او را نيز احضار مينمودند و در انشاء كتابات دخيل بود بعد از بيمارى شاه جنت مكان وزير شوشتر و خوزستان شد در زمان نواب سكندر شأن بتقريب وزارت مرشد قليخان بخراسان رفته چون بسيار بلند آوازه گشت و بلند پرواز بود محرك قضاياى خراسان شده در قلعهء تربت بدست برادر زادهاش مقتول گشت . ميرزا محمد حسين ولد ميرزا شكر الله كه پدرش مستوفى الممالك شاه جنت مكان