اسكندر بيگ تركمان

159

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

در ذكر وزراء و مستوفيان و ارباب قلم و مشاهير اين طبقه كه بتاجيكيه بين الجمهور مشهورند و هو هذا در هنگام ارتحال حضرت شاه جنت مكان احدى از ارباب قلم بوزارت ديوان اعلى منصوب نبود و وزراى عظام سابق آنچه معلوم ذرهء بيمقدار گشته در زمان شاه جنت مكان دوازده نفر بودند بر مسند وزارت ديوان اعلى در اول زمان جلوس خواجه جلال الدين محمد كججى بود كه بعد از قتل ميرزا شاه حسين در زمان خاقان سليمان شأن ابوالبقاء شاه اسمعيل نوراللّه مرقده وزير شد و او با ميرزا شاه حسين مربوط بوده گويند روزى كه وزير شد اين رباعى را در فرقت جناب ميرزا خواند : رباعى اى نور دو ديدهء جهان افروزم * رفتى تو و چون شب سيه شد روزم گويا من و تو دو شمع بوديم بهم * كايام ترا بكشت و من ميسوزم مضمون اين بيت كه : فرد بساقالى كه از بازيچه برخاست * چو اختر ميگذشت آن قال شد راست مصداق حال خواجه مذكور گشت بعد از رحلت خاقان سليمان شأن و جلوس همايون شاه جنت مكان بدستور برتبه وزارت آن حضرت سرافراز شد هنوز ايام وزارتش يك سال نشده بود كه ديو سلطان روملو كه وكيل و صاحب اقتدار بود با او بدمظنه شده فيما بين غبار ارتفاع يافت او را گرفته بقتل و حرقش فرمان داد در وقتى كه او را ببوريا پيچيده ميسوختند اين بيت مناسب حال خود خواند . بيت گرفتم خانه در كوى بلا در من گرفت آتش * كسى كو خانه در كوى بلا گيرد چنين گيرد قاضى جهان سيفى حسنى النسب كه وزير ميرزا شاه حسين بود وزير ديوان اعلى شاهى به جهت منازعه تكلو و استاجلو از فتنه كناره جسته بگيلان افتاد .