اسكندر بيگ تركمان

141

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اسامى امراء طايفهء طالش طايفهء طالش : بايندر خان مير بزرگ آن طبقه و در آستارا بود ، ديگر حمزه سلطان از امراء معتبر درگاه معلى بود ، ديگر حاجى اويس سلطان مير معتبر بود ، ديگر قراخان حاكم شوره گل و السكر ، چخور سعد بود ، ديگر الپاووت و ابراهيم خليفه در چخور سعد الكاء داشت . طايفهء خنوسلو : حسينخان سلطان مير معتبر بود . اسامى امراء طايفهء اكراد طوايف اكراد : شرف خان روزكى كه از اميرزاده‌هاى تبليس بود و در خدمت حضرت شاه جنت مكان تربيت يافته معتبر بود و حاكم تنكابن گيلان بود ، ديگر خليل سلطان سپاه منصور حاكم نحاس و سيورلق بود ، ديگر اغلان بوداغى چكنى در خراسان حاكم خبوشان بود و از امراء فارس بود ، ديگر قليج خليفه پازوكى از امراء چخور سعد بود ، ديگر تيمور خان اردلان حاكم حسناباد و پلكان بود و شاه رستم عباسى و برادرش محمدى هر دو حاكم لر كوچك بودند شاه جنت مكان الكا را ميانهء برادران قسمت نمودند خاوه و ايسر بشاه رستم و خرم آباد و ساير محال بمحمدى تعلق داشت از محمدى خلافى ظهور يافت اما شاه رستم بر جادهء بندگى راسخ و از يك جهتان بود . طايفهء چكنى : محمود خليفه و محمد سلطان جلال اغلى هر دو در قراباغ تامين زياد اغلى بودند ذونمر سلطان او نيز در قراباغ بود . طايفهء چغتاى : ميرزا على خليفه مير گرايلى در خراسان بود ابن حسين ولد مير حسين سلطان فيروز جنگ در بنادكان مشهد مقدس ميبود و در آخر حاكم سرخس شد حاجى محمد سلطان كوتوال مشهور در خراسان حاكم ساوه و محلات بود و از سادات عظام بود . اسامى امراء طايفهء شيخاوند طايفهء شيخاوند : صدر الدين ولد معصوم بيك صفوى از امراء درگاه معلى بود و در خدمت شاهزادهء نامدار سلطان حسين ميرزا بود . سيد بيك برادرش در سلك امراء عظام منتظم و حاكم استراباد بود و در حين ارتحال شاه جنت مكان ازو تغير شده بود سيد سليمان مشهور به سيد بيك كمونه از سادات و نقباى نجف اشرف و از اولاد سيد محمد كمونه در زمان خاقان سليمان بنابر ظهور دولتخواهى تربيت يافته در سلك امراء منتظم و حاكم حلهء بغداد بود و در معركهء چالدران شهادت يافت و حضرت شاه جنت مكان او را منظور نظر اعتبار گردانيده از امراء معتبر درگاه و مهردار مهر مبارك شرف نفاد بود و ديگر امراء و حكام از هر طايفه و هر طبقه در ممالك بودند كه تفصيل آنها متضمن فايده نيست . يوزباشيان عظام و قورچيان كرام و ايشيك آقاسيان و يساولان يوزباشيان عظام و ارباب مناصب و قورچيان و ساير ملازمان درگاه زمان حضرت شاه جنت مكان در حين ارتحال ششهزار نفرند : از آن جمله چهار هزار و پانصد نفر قورچى و يك هزار و پانصد نفر ساير جماعت از قورچيان داش و يساولان و بوكاولان و غير ذلك در ميانهء اين گروه از