اسكندر بيگ تركمان

128

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

است كه در صدر اين نسخهء شريفه مرقوم قلم وقايع رقم گرديده و والدهء ماجده‌اش سر عظمى و بانوى كبرى مهد عليا خير النساء بيگم صبيهء محترمهء سيادت و سلطنت پناه مير عبدالله خان والى مازندرانست كه از نژاد غفران پناه سيد قوام الدين مشهور بمير بزرگ است به اين ترتيب كه مير عبدالله خان بن سلطان محمود خان بن مير عبدالكريم بن سيد محمد بن سيد مرتضى بن سيد على بن سيد كمال الدين معاصر امير كبير امير تيمور گوركان بود و در قلعهء ماهانه نيز چنانچه در كتب تواريخ مسطور است محصور گشته بيان نسب شاه عباس اول از طرف طرف مادر بجنگ و جدال پرداخت و آن جناب خلف صدق مير بزرگ مذكور است و نسبت شريف او به سيد على المرعشى ميپيوندد و بدينجهت سادات اين سلسله را مرعشى مينامند و آن جناب بنوعى كه در تاريخ جهان آرا مسطور است از احفاد و اعقاب امام الساجدين و قبلة العارقين حضرت امام زين العابدين عليه السلم است بالجمله آن جناب غفران مآب از اجلهء سادات عظيم القدر حسينى و جامع سلطنت صورى و معنوى و عارج معارج مقامات علوى و سفلى و كاشف دقايق انفسى و آفاقى بوده در اول حال بتوفيق الهى دامن همت از مشتهيات نفس كوتاه گردانيده قدم در وادى مجاهده و رياضت نهاد بعد از اعتلا بمدارج مقامات عاليه چون از ديوان نحن قسمنا انتظام ممالك طبرستان و ترفيه حال زيردستان آن ولايت بحسن توجه آن عارف ربانى حواله شده بود بر حسب تقدير بمازندران شتافته در آن ديار رحل اقامت انداخت و خانقاه سدره اشتباهش مرجع خواص و عوام آن ملك گشته والى آن ولايت افراسياب كه از طبقهء چلاويان بود بعد از آنكه در سلك ارباب ارادت آن حضرت درآمده بود از غلوى مريدان و ازدحام [ 98 ] خلايق انديشيده با آن جناب در مقام غدر درآمده بدفع او جازم گشته خود با گروهى از اشرار بر سر خانقاه سيد رفت و شرعا دفع آن بر آن جناب واجب گشته در مقام مدافعه درآمد از تقديرات ايزدى تيرى از شست قضا گشاد يافته بر مقتل افراسياب رسيده بقتل آمد و آن جناب بظفر و نصرت اختصاص يافته در آن ملك خروج بسيف كرده سلطنت صوريرا با خلافت معنوى جمع كرد تفصيل احوال خجسته مآل آن حضرت بنوعى است كه سيد ظهير الدين مؤلف تاريخ طبرستان مفصلا در رشتهء تحرير كشيده و مجملى از آن در تاريخ حبيب السير نيز مستور است چون تحرير آنها موجب اطناب بود كلك سخن پرداز از آن باز آمده شروع در مقصد كه شرح ولادت با سعادت حضرت اعلى شاهى ظل اللهى است نمود بالجمله آباء و اجداد آن صفوت و عفت قباب مهد عليا پدر بر پدر در ديار طبرستان والى و فرمانروا بوده و چون ولادت خجستهء آن نورپرورد الهى در دار السلطنهء هرات روى داد انوار سلطنت و كامكارى از ناصيهء همايونش ظاهر و لمعات خلافت و جهانبانى از بشرهء ميمونش شارق و لامع منجمان دانشور و اختر شناسان فضيلت گستر كه در آن هنگام در دار السلطنهء مذكور بوده‌اند خصوصا مولانا عبدالصمد تاريخ ولادت شاه عباس اول هروى از زايجهء طالع آن اختر برج اقبال معلوم نموده خبر داده بودند كه عنقريب آن حضرت برتبهء والاى فرماندهى رسيده آفتاب دولتش از ماهچهء افق سعادت طالع گشته پرتو عدالتش ضياء بخش عالميان خواهد بود و كافهء خلايق در سايهء رأفت و امتنانش خواهند آسود شعراء بلاغت گستر تاريخ مولود گرامى « پادشاه هفت اقليم » يافته بدين طريق در رشتهء نظم كشيده‌اند .