اسكندر بيگ تركمان

88

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

غازيان آورده فيما بين نايرهء جنگ و جدال اشتعال يافت و به نيروى اقبال آن قلعهء خيبر مثال باندك اهتمامى مسخر و مفتوح گشته مادر لوارصاب با اكثر از ناوران دستگير شده آن بيدينانرا بتيغ جهاد بجهنم و بئس المهاد فرستادند و چند قلعه و حصار ديگر بسعى و مردانگى شاهويردى سلطان زياد اغلى مسخر اولياى دولت روزافزون گرديده درين يورش زياده از سى هزار اسير بدست جيوش دريا خروش درآمد از آن جمله آنچه زنان و دختران و پسران عظماء و اعيان و از ناوران بود در عوض خمس بسر كار اشرف اختصاص يافت در اين مرتبه لوارصاب چنان خود را بينام و نشان ساخت كه اصلا مقر و مأواى او معلوم نشد لهذا پادشاه ديندار صفوت نشان از گرجستان عنان عزيمت بصوب قراباغ انعطاف داده بعد از فراغ از سير و شكار آن حدود بمقر دولت بيزوال شتافتند . ذكر كشته شدن لوارصاب بنيروى اقبال خسرو كامياب و اراده و تقدير مسبب الاسباب از زمرهء ولات گرجستان لوارصاب بوفور شجاعت و دلاورى و كثرت اعوان و مردم كارى امتياز داشت بنابر آن همواره سركشى و گردن فرازى ازو بظهور رسيده سر بر بقهء اطاعت و خراج گزارى در نميآورد و هر چند حضرت شاه جنت مكان در دفع و رفع او توجه مبذول داشته چند مرتبه يورش گرجستان چنانچه مذكور شد اتفاق افتاد چون هنوز پيمانهء حياتش پر نشده بود بدست درنيامد بعد از مراجعت شاه جنت مكان مرتبهء رابع از سفر گرجستان لوارصاب باز بگورى آمده بقية السيف مشركان نزد او فراهم آمده يكدو سال روزگارى گذرانيد و چون به قدر سرانجامى يافت ديگر باره نقش سركشى آغاز نهاده در مخالفت شاه دين پناه اصرار نمود در سنهء ثلاث و ستين و تسعمائة از گورى بيرون آمده بقلعه لوهس و محالى كه در امان و حوزهء تصرف ديوان بود آمده آثار عصيان و طغيان بظهور آورد شاهويردى سلطان زياد اغلى قاجار بيگلر بيگى قراباغ كه بمحافظت آن سرحد مأمور بود از طغيان او خبر يافته جنود قراباغ را جمع آورده متوجه دفع او شد و چون به محل اقامت او نزديك شد لوارصاب از حيله و تدبير با عدم قدرت مقاومت ننموده فرار اختيار نمود جنود قزلباش تعاقب گرجيان كرده به اطراف و جوانب آن ولايت متفرق و بنهب و غارت مشغول شدند در اين اثناء لوارصاب از كمين مكر و خدعه بيرون آمده با جمعى از ناوران بر قلب شاهويردى سلطان تاخت چون اكثر قزلباش پراكنده شده بودند فوج قليلى كه بر سر زياد اغلى مانده بودند به قدر قدرت جنگهاى [ 67 ] مردانه كرده شكست يافتند زياد اغلى راه و رسم سپاهيگرى منظور داشته خود را بسلامت از معركه بيرون انداخت و گرجيان تعاقب غازيان كرده تا موازى هشتصد نفر از قزلباش بدرجهء شهادت رسيدند لوارصاب با جمعى كشيشان انجيل خوان در پشته صعود نموده ايستاده بود محمد سلطان ميرچنى با معدودى از غازيان به او دچار شده بالضروره بآنفرقه درآويخته بجنگ مشغول شد لوارصاب اسب جلادت و مردانگى بجلوه درآورده بمحمد سلطان ميرچنى حمله نمود از تقدير آلهى اسب بسر درآمده لوارصاب از مركب جدا شد ذاكر نامى از غازيان چنى زخمى چند مهلك برو زد گبران بر سر او هجوم آوردند محمد سلطان اسب لوارصاب را صاحبى كرده سوار شده بدر رفت گرجيان ذاكر مذكور را با چند نفر از غازيان چنى بقتل آوردند و لواى عمر و دولت لوارصاب نگونسار گشته همان لحظه درگذشت و گرجيان نعش او را برداشته بمدفن خود برده دفن نمودند و سمايون پسر او را بحكومت نصب نموده در گورى رحيل اقامت انداختند .