اسكندر بيگ تركمان
79
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بيان مصالحه سلطان سليمان پاشاه طهماسب القصه بعد از آمدن شاهقلى بيك بصلاح محمد پاشا وزير اعظم مكتوب مرغوب محبت اسلوب مصحوب فرخ زاد بيك ايشيك آقاسى قرار اغلو بخواندگار فرستاده آغاز مصادقت و دوستى فرمودند و از جانب سلطان سليمان نيز ايلچيان معتمد با نامهاى محبت طراز آمده از طرفين موافقت و دوستى و معاهده و پيمان بارسال مكاتيب مودت نشان و تحف و هدايا تأكيد يافت و محال متنازع فيه بعضى آن طرف تعلق گرفته بعضى اينطرف متعلق گرديد دستور و سر حد تشخيص يافته مسلمانان كه از آمد شد عساكر جانبين در عذاب بودند آسوده گشتند مستعدان عجم تاريخ مصالحهء مذكور را « الصلح خير » يافتهاند و در رشتهء بلاغت انتظام دادهاند . بيت منهى اقبال در اين كهنه دير * غلغله انداخت كه « الصلح خير » و تا حين حيات فيما بين طريقهء دوستى مرعى و مسلوك بود در سنه اربع و سبعين و تسعمائة سلطان سليمان بعالم بقا رحلت نموده پسرش سلطان سليم صاحب تخت و ديهيم گرديد بدستور پدر فرزندى گشته فيما بين ابواب مراسله و آمد شد ايلچيان معتبر و ارسال تحف و هدايا مفتوح بود و او هشت سال سلطنت كرده در سنه اثنى و ثمانين و تسعمائة روى بجهان جاودانى آورد پسرش سلطانمراد پاى بر مسند پادشاهى نهاد او نيز تا حين حيات شاه جنت مكان و ايام جلوس اسمعيل ميرزا بر منهج قويم مصالحه و دوستى مقيم بود اما بعد از نواب اسمعيل ميرزا و زمان جلوس نواب سكندر شأن سلطانمحمد پادشاه نقص عهود و مواثيق پدران كرده عليم آرميده را بشورش آورد و ابواب بلايا بر روى برايا گشوده شرح آن وقايع در محل خود رقمزده كلك بيان ميگردد و اكنون اشهب عنبرين فام قلم در مضمار شرح تسخير ممالك و بلاد و غزا و جهاد كه با كفرهء ضلالت نشان گرجستان فرمودهاند جولان مينمايد . شرح تسخير ولايت شيروان و بدست درآمدن آن مملكت موفور المنفعت نزهت نشان باقبال شهريار جهان از ممالكى كه شاه جنت مكان عليين آشيان در حيطهء تسخير كشيدهاند اول مملكت كثير المنفعت شيروان است كه ولاة آن از نژاد انو شيروان كسرى و بشيروانشاه مشتهرند و از زمرهء ولاة مذكور كه ابا عن جد در آن ولايت فرمانروا بودهاند فرخ فرامرز بن گشتاسب بن فرخ زاد بن امير خليل اللّه بن سلطان ابراهيم بن سلطان محمد بن فرخ زاد بن منوچهر مشهور بخاقان كه خاقانى مادح او بوده و بدينجهت خاقانى تخلص داشته با سلسلهء عليه صفويهء در مقام عناد درآمده چنانچه در محل خود مذكور شد با سلطان جنيد و سلطان حيدر جنگ كرده بشهادت رسانيدند و بالاخره بتيغ انتقام خاقان سليمان شأن فرخ يسار كشته گشته اختلال به آن خانواده راه يافت سلطان خليل بن شيخشاه بن فرخ يسار بدلالت خرد خوردهدان بدرگاه خاقان سليمان شأن آمده طريق عبوديت و چاكرى مرعى داشته مورد نوازش و تربيت گرديده و بالطاف شاهانه برتبهء بلند مصاهرت و مرتبهء ارجمند شيروانشاهى سرافرازى