فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
8
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
الحكم قرآن مبينش و فرقان بليغ مستبينش بالجمله ناسخ گشته و اقدام اقدام پيغمبرى و رهبرى پس در پيروى انبياى پيشين و كافّهء مسلمين به تقدّم « 1 » ذاتى و پيشوايى شرفى راسخ شده . مهر مهر آساى ختمّيتش بر درگاه شاه نشين پيغمبر « 2 » به دست قدرت استوار گشته و اذيال دوام ملّت و كيش بىزوالش تا دامان قيامت بر قرار و استمرار آمده . چتر ممدود الظّلال هدايتش از شرق تا به غرب سايهء هدايت بر عالميان انداخته كه : وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ [ 26 / 107 ] و هماى همّت گردون مطارش بال اقبال بر مفارق اهل ايمان بر افراخته كه : وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ [ 26 / 215 ] هر چند در فطرت ظاهرى بشرى و در طينت فطرى طاهرى از اولاد ابو البشر معدود است ( 4 - پ ) و در سلسلهء انبياى مرسلين متأخّر زمان در بسيط زمين مشهور و مشهود ، ليكن به حقيقت چون علّت غايى ممكنات است « 3 » ، نتيجهء مقدّمات حوادث كاينات برهان واضح و دليل روشن و لايح ؛ تقدّم و پيشوايى او خطاب هولناك : « لولاك لما خلقت الافلاك » است و درگاه عزّتش درگاه قربت « قربة لي مع اللّه » « 4 » ، ملتثم شفاء املاك . ابيات اى سرور فرقهء نبوّت * شاهنشه كشور مروّت مقصود ظهور آفرينش * مسطور شهود چشم بينش تو خسرو و انبيا سپاهت * خَيل مَلَكاند خاك راهت در هر دو جهان تراست شاهى * شاهان به گدايىات مُباهى سرخيل رُسُل حبيب رحمان « 5 » * عالم همگى تن و تويى جان آيينهء روى تست مهتاب * از مهر رخت درون جان تاب از باد مخالفان چراغت * دارد ز فروغ دل فراغت ( 5 - ر ) شمع تو فروغ شام قدر است * تيغ تو هلالِ روزِ بدر است
--> ( 1 ) . K : تقديم ( 2 ) . K : پيغمبرى ( 3 ) . K : است + و ( 4 ) . K : اللّه + لا يعنى فيه ملك ( 5 ) . K : يزدان