فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

410

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

سنىّ الاخلاق ، نقىّ الاعراق ، پسنديده سيرت ، پاكيزه سريرت بود . در اعظام علماى عظام و اكرام مشايخ كرام چنانچه سزاوار سعادتمندان باشد ، مبالغه فرمودى و بالطّبع به صحبت ارباب زهد و صلاح و اصحاب تقوا و نجاح راغب و مايل بودى . بالذّات طريق فتنه جويى و فتّاكى و هرزه گويى و بىباكى را دشمن داشتى و در منزل سكينه و وقار و موطن طمأنينه و ترك استكبار نشيمن داشتى . در راه وفاق حضرت اعلى قدمى راسخ داشت و متمكّن در اطاعت او همچو جبلى شامخ بود . هرگز از او مظنهء شقاقى ظاهر نشد و هيچ منافق از او « 1 » بر تهمت نفاقى قادر نبود . در زمان سلطان خليل كه تخت ديار بكر مقرّ سرير حضرت اعلى مقرّر شد ، شاهزاده يوسف ميرزا سر در قدم برادر مهربان داشت و ساعد دولت را به مساعدت حضرت او برمىفراشت . ( 218 - پ ) بعد از آنكه سرير خلافت و پادشاهى به قدوم حضرت اعلى خلافت پناهى مشرّف و مزيّن گشت ، شاهزاده در كلّيّات امور ملك مشاور و در مجالس خاصّ موانس و مسامر بود و جهت خورش ملازمان شاهزاده دار العبادهء كاشان و بلدهء نائين و بعض ولايات اصفهان و بعضى از احشام قراباغ « 2 » و مواضع آذربايجان تا مبلغ هزار و دويست تومان معيّن شده بود . شاهزادهء كريم الخصال ، كثير الافضال با وجود اين جزوى معاش كه كفاف چاكرى از چاكران او نبود و رعاياى « 3 » اين مواضع را مرفّه و خوش‌حال مىداشت و هرگز در اخذ خراج واجب رقم زيادتى بر صفحه « 4 » احوال ايشان نمىنگاشت . پيوسته ابواب « 5 » كرم بر روى صادر و وارد گشاده و خوان احسان جهت طبقات مردم جهان نهاده بود . تعمير بناى خيرات فرمودى و ابواب مبرّات بر وجود آمال و حاجات فقرا و مساكين گشادى « 6 » . فضلا را به عطاهاى وافر بنواختى و شعرا [ را ] از صله‌هاى وافر محظوظ ساختى ، و حقّ آن است كه ترتيب مهمّات و تنسيق جهات او همه ناشى از حسن امانت و كفايت صاحب اعظم اكرم - الّذى بين الأنام فاشى « 7 » - مولانا

--> ( 1 ) . P : از امرى ( 2 ) . KP : قره‌باغ . ( 3 ) . F : رعاء . ( 4 ) . KP : صحيفه . ( 5 ) . P : ارباب . ( 6 ) . P : گشودى . ( 7 ) . P : هاشى .