فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 48
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
كه در گذشته روى داده . بنابراين هدف و فايدهء تاريخ ، كسب تجربه و عبرت آموزى از آن براى اصلاح امور است . او براى تاريخ هشت فايده را ذكر كرده و عبرت گرفتن از راه و رسم گذشتگان را ثمرهء علم تاريخ دانسته است . در فايدهء نخست ، كه تفكّر سياسى او هم بر محور همان فايده دور مىزند ؛ « ارباب معرفت و حال را » « 1 » كه از رخدادهاى تاريخ آگاهى دارند ، مورد خطاب قرار مىدهد و بر اين باور است كه فرهنگ و تمدّن نيز به تبع تاريخ ، دو صورت كلّى دارد : يكى « لطفى » و ديگرى « قهرى » « 2 » . همانسان كه در مقدّمه اشاره دارد ، به نظر نويسنده « جميع نفوس كامل انسانى مظاهر اسماء الهىاند » « 3 » و انسان موجودى است تاريخى كه در مظهريت اسماء ، دائما در جريان تاريخى به سر مىبرد و ادوار تاريخى - فرهنگى بنا بر اسماى متجلى در مظاهر انسانى كه اكمل مظاهر است به ظهور مىآيد . نويسنده پس از ذكر فوايد تاريخ ، به توصيف تاريخنگار و اثرش مىپردازد . اطّلاعات كتابشناختى فضل اللّه مانند استادش سخاوى گسترده نيست . او كتابهايى را نام مىبرد كه به آسانى در دسترس بوده است . شناخت مؤلف از كتابهاى دينى - تاريخى ، بيشتر و گستردهتر از شناخت وى از كتابهاى تاريخى است . فضل اللّه ، تاريخنگاران را نيز به « هشت طايفه » تقسيم مىكند . « 4 » او در اين بخش پس از معرفى مختصر مؤلفان ، به نقد و داورى كتابهاى آنان مىپردازد . در طبقهء هشتم مىنويسد كه برخى از تاريخنگاران كار خود را فقط به يك پادشاه و يا يك سلسله منحصر كردهاند مانند ابو الحسن عتبى كه احوال و رويدادهاى روزگار سلطان محمود غزنوى را به زبان عربى نوشته و يا معين الدّين يزدى كه در تاريخ همايون نامهء معينى دربارهء مظفريان سخن گفته است . مؤلف خود را نيز از طبقهء هشتم تاريخنگاران مىداند و دربارهء وجه تسميهء كتاب چنين مىنويسد : تاريخ اين فقير حقير كه در او خاصّه سوانح احوال و جلايل مناقب و خصال حضرت اعلى خاقانى يعقوب خانى - انار اللّه برهانه - سمت تدوين يافت و بنا بر آنچه سبق ذكر يافت كه در ازاى تاريخ جهان گشاى جوينى مكتوب گشته و اسم جهان گشاى آن تاريخ را به مناسبت
--> ( 1 ) . عالمآراى امينى ، 79 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، 4 . ( 4 ) . همان ، 83 - 87 .