فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
362
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
شريف امارت پناهى معظمات امور خدمت پادشاهى را تكفّل فرمود و سپهدارى عساكر منصوره و ترصّد حال محافظان ثغور را ( 192 - پ ) تصدّى نموده ، هر روز در ناحيهاى روى دشمنى شكسته و هر صبحگاهى در مقامى راه مخالفى « 1 » بسته است . [ شعر ] بر آهِخته « 2 » تيغ جهانگير را * ز خون كرده سيراب شمشير را ز تدبير و شمشير و فرهنگ او * نيارد فلك طاقتِ جنگ او چو شه بر سپاهش سپهدار ساخت * ز مازندران سوى البرز تاخت ز گرز گرانش به گاهِ نبرد * ز البرز بر آسمان رفت گرد « 3 » جهان چاكر شاه يعقوب باد * كه هر چاكرش بِه ز صد كيقباد منصب شريف للگى « 4 » به اسم مقرّب الحضرت العليا ، پير عزيز آغا كه در صفّهء صفا عزيز و محرم و در صف وغا پير و « 5 » پيش قدم است ، رقم يافت . و بر هوشمندان روشن روان پوشيده نماند كه تفأل به اسما سنّت سنيّهء سيّد ارباب اصطفاست - صلّى اللّه عليه و سلّم - و قد نقل ان رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - : « كان يحّب الفال و يكره الطّيرة » . و حكايت بريدة بن الخصيب و مشرّف گشتن او در راه مدينه به خدمت سيّد ارباب سكينه - صلّى اللّه عليه و سلّم - و به اسم او تفأل فرمودن نزد عالمان سير نبوى و عارفان سنن مصطفوى معروف است . بنابر اين چون اسم متعهّد تربيت پادشاهزادهء عزيز النّظير پير عزيز آمده بود ، اميد كه در دولت جاويد پير زمان و تا روز رستخيز عزيز دوران باشد و در ظلّ والاى حضرت اعلى گل دولتش دميده و بر سعادتش رسيده ( 193 - ر ) . [ شعر ] گلى در بوستانِ پادشاهى * شگفت از نفخهء « 6 » لطفِ الهى « 7 » به زير سايهء شه شاه بادا * ازو دست خزان كوتاه بادا
--> ( 1 ) . K : مخالفتى . ( 2 ) . P : آميخته . ( 3 ) . P : اين بيت را ندارد . ( 4 ) . KP : لالگى . ( 5 ) . P : پيرو و . ( 6 ) . KP : نفحه . ( 7 ) . KP : آلاهى .