فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

359

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

ذكر مولود شاه جوان بخت « 1 » قال اللّه تعالى : إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي [ 2 / 124 ] . ذات گرامى هر صفت نامى كه حليهء وجود او گردد ، تمامى آن به فرزند ارجمند پسندد و هر نهال كمال « 2 » كه از طينت مكرّمش سرافرازد ، خواهد كه به ثمرهء فؤاد او پيوندد . چشم بخت را از چهرهء ولد نور بر « 3 » فزايد و ديدهء اقبال را روشنايى از قرّة العين روى نمايد . [ قطعه ] جهاندار هر چند باشد بزرگ * ز فرزند عالم بَر او گلشن است فلك با چنان رفعت و منزلت * به فرزندِ خود « 4 » ديده‌اش روشن است على الخصوص فرزندى كه خاندان رفيع بنيان بايندرخان را بلند پايه خانه‌اى و سلسلهء سلطنت اين دودمان جهانستان را گران مايه دانه‌اى تواند بود ، كه هر آينه سزاست كه از مقدم فيروز آثارش روى زمين گلشن و به فرخنده ديدارش چشم زمانه روشن باشد . [ بيت ] روى « 5 » زمين ز مقدم شاه گلشن است * چشم زمان به طلعت اين ماه روشن است آرى بر جبههء هر خاندان كه عنايت الهى رقم اصطفا كشد ، انقطاع به دامن او ابد الآباد

--> ( 1 ) . P : عنوان را بياض گذارده است . ( 2 ) . P : نكال . ( 3 ) . F : ابد ، K : ابر . ( 4 ) . F : خور . ( 5 ) . F : يعنى .