فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
338
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
ابيات « 1 » نه آن دردىست بر دل امشبم ، كز وى توان گفتن * دوايى نيست زين سان درد را جز تركِ جان گفتن گره شد غصّه بر دل ، بلكه دل شد آن گره ، كو دل ! * كه گويد حال و « 2 » گر گويد چه بگشايد از آن گفتن غزل وه كه روزِ دورى دلدار نزديك آمدست « 3 » * مرگ من يعنى فراقِ يار نزديك آمدست وقت دورى آمدست از يار خود عشّاق را * روزگارِ فرصتِ اغيار نزديك آمدست كس مبادا همچو من بيدل كه افزوده غمم * بهرِ تسكينم اگر غمخوار نزديك آمدست بود در دل قصّهء دشوار يعنى تركِ جان * وعدهء آن قصّهء دشوار نزديك آمدست عيسى ديوانه را گويم به بازى روز هجر * غم مخور « عيسى « 4 » » كه اينك يار نزديك آمدست و له هر كجا نوحه گران « 5 » صف زده شيون گويند * ميرم از شوق كه شايد ز پى من گويند بس كه رسوا شدهام بهر تو هر [ جا ] كه دو كس * بنشستند برِ هم سخنِ من گويند و له ( 178 - پ ) [ همه كس داند اين كز عقل بيرونست كار من * ولى عيبم مكن چون نيست دل در اختيار من ] [ و له ] شبى كه آن مه بدمهر همنشين من است * ستارهوار بسى ديده در كمين من است
--> ( 1 ) . P : عنوان « ابيات » را ندارد . ( 2 ) . P : « و » ندارد . ( 3 ) . P : در همهء غزل « آمده است » نوشته شده . ( 4 ) . پارهء از مكاتبات قاضى عيسى و نيز شكايت مردم از وى در كتاب ارزشمند منشآت ميبدى ، آمده است . ( 5 ) . P : نوحه زنان .