فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

317

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

ذكر وفات شاهزاده ابراهيم بيك « 1 » وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ [ 81 / 17 ] كه هر روز « 2 » فيروزى را شب غمى در كمين ، وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ [ 81 / 18 ] كه هر بامداد شادى را شام ماتمى قرين است . انّه لقول رسول كريم : انّ للّه حقّا ان لا يرفع شيئا من امر الدّنيا الّا وضعه . [ شعر ] هدف سينه‌اى كجا كه نديد * از كمان فلك خدنگِ جفا ( 167 - ر ) تازه نخلى ، درين چمن نرسيد * كه نخورد از زمانه سنگِ جفا چرخ بزم جمعيّتى نديد كه به صلاى تفرقه پريشان نساخت و دستش به جام كامى نرسيد كه بر او سنگ حرمان نينداخت . كدام يوسف را از چاه عدم برآورده ، چهره برافروخت كه به دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ « 3 » [ 12 / 20 ] [ دو ] « 4 » روزه ايّام وجودش نفروخت ؟ و كى جوانى بامداد زندگانى به طوف صحراى امانى قدم گشاد كه شامگاه فنا پيراهن خون آلايش به بيت الاحزان پير كنعان نفرستاد ؟ كو كريمى كه از مادر روزگار شير بقا خورد ؟ و كجا

--> ( 1 ) . P : جاى عنوان را بياض گذارده است ؛ K : بك . ( 2 ) . F : روزى . ( 3 ) . K : دراهم معدودى . ( 4 ) . KPF : ندارد ، با توجه به فحواى عبارت افوده شد .