فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
315
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
ز روى عدلِ تو چشمِ بتان سيه روى است * از آن سبب كه به مستىست در جهان مشهور آن كه پيش از اين « 1 » سحرگاه بلبلهء صبوحى كشيدى ، بعد از اين از دل آگاه زمزمهء سبّوحى خواهد كشيد و گوشى كه خروش چنگ و رباب شنيدى ، نغمهء تلاوت كتاب خواهد شنيد . چهرهاى كه به شعشعهء ياقوت رمّانى زراندود بود ، سيماى : سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ [ 48 / 29 ] خواهد نمود . و حقيقت آنكه همّت فلك رفعتش از آن اعلاست كه به رفع آلودگى عزيمتش را ستايند و از آنكه همچو فلك جامى از كفّ گذارد ، تعجب نمايند كه اگر اعلى منازل اصفيا را به سعى و صفا دريابد و داند كه در بازماندن در مقامى علامت ناتمامىست ، آن را به قدم طرح بفرسايد و طالب فيض مزيد آيد . آنكه به قطع حجب نورانى قادر است ، از رفع غواشى ظلمانى قاصر نگردد . بيت آن كه بر افلاك رفتارش بود * بر زمين رفتن چه دشوارش بود ليكن بسط مدحت و اظهار فرحت كه در اين داستان نموده شد بنابر آن است كه چنين مىنمايد كه بر ناصيهء اهل روزگار ، آثار خشنودى پروردگار لايح شده ( 166 - ر ) و لطف يزدان خلق جهان را در دايرهء احسان كشيده كه بر صفحهء الهام الهى « 2 » يعنى ؛ ضمير روشن رأى پادشاهى رقم محو آثار مناهى هويدا گشت . چه ، انديشه بود كه از مجاهره ، خلق به فسق و شقاء ، تفرّقوا [ ايدى سباء « 3 » ] ، بر ديار اهل روزگار خوانند به حمد اللّه علامات ثُمَّ بَدَّلْنا « 4 » مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ [ 7 / 95 ] پيدا آمد . اميدوار از لطف پروردگار آنكه همچنان كه ذات بىمثالش را سبب امان عالميان از عذاب دو جهان فرمود ، اجر اعمال خلايق را در روز جزا به حكم : « من سنّ سنّة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها » ، سبب گرانى ميزانش گرداند .
--> ( 1 ) . F : از اين + صباح و . ( 2 ) . KP : الآهى . ( 3 ) . F : السّباء P : به نسق و شنّا K : أيادى سباء ؛ با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد . ( 4 ) . F : بدلناهم ، با توجه به قرآن مجيد و نسخهء P تصحيح شد .