فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
313
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
تاج و منازل آن جماعت را به منزلهء معراج شد . آثار بشاشت از جبين مبينش لايح ( 164 - پ ) چه ، مزرع رجا « 1 » خوشهء امل داده و از نهال آرزو ميوهء حسن عمل رخ گشاده « 2 » . [ مصراع ] « 3 » : كارى بكرد همّت پاكان روزهدار شعر « 4 » هذا الّذى كانت الآمال لو طلبت * [ رؤياه ] « 5 » فى النّوم لاستحيت من الطّلب بعد از زمانى امراى عظام فلك اقتدار و اركان دولت گردون مدار ، در خدمت شاهزادهء ارجمند ، يمين الدّولة الخاقانيّه و امين الملّة الرّبانيّة يوسف بهادر كه در مصر غربت « 6 » يوسف صفت ، طاعت حضرت يعقوبى را فرض [ عين ] شناخته و رايت متابعت و خدمت در مصاف صفا كما يحبّ و يرضى برافراخته ، پيراهن عصمتش هيچ گاه به تهمت خون رز آلوده نشده و وجود مكرّمش « 7 » از گرگ حرامخوارى هرگز به طعن أَكَلَهُ الذِّئْبُ [ 12 / 14 ] متّهم نگشته ، بدان مجمع شريف [ تشريف ] فرمودند و باتّفاق پروانچهء همايون رسانيدند كه جماعت محتسبان زواياى خانهها را از لوث پيمانهها پاك نمايند و دختر زانيهء رز را در گو « 8 » كرده به حجر و مدر رجم كنند . صراحيهاى مرصع را نگين نگين ساختند و پيالههاى زرّين را به شكل حلقهء انگشترى پرداختند . ارباب صلاح شاربان راح [ را ] نداى فلاح در دادند « 9 » [ كه ] : [ مصراع ] : ز كوى ميكده ياران عنان بگردانيد و در اطراف دار السّلطنهء جار « 10 » رسانيدند كه اگر ديگر كسى همچو لاله پياله كشد ، شحنهء شريعت كاسهء وجود او را به تندباد ( 165 - ر ) [ قهر ] سرنگون خواهد « 11 » ساخت و اگر
--> ( 1 ) . F : ارجا . ( 2 ) . P : گشاده + بود . ( 3 ) . PF : ندارد ، از K : افزوده شد . ( 4 ) . P : بيت . ( 5 ) . KPF : رويد ، با توجه به فحواى شعر تصحيح شد . ( 6 ) . PF : قربت . ( 7 ) . F : مكرمتش . ( 8 ) . F : كوه ؛ K : گوى . ( 9 ) . K : ندا دادند . ( 10 ) . P : چار . ( 11 ) . F : خواهند .