فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
303
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
ذكر واقعاتى كه در خوزستان به ظهور آمد « 1 » و از وقايع اين سال فرخنده مآل وقوع خلاف و جراح ميان امير محسن بن محمّد فلاح مشعشع كه « 2 » در بلاد جزاير و بصره و اهواز والى و متّبع است و ولد ارشدش سيّد حسن « 3 » بود . علّت اين خلاف كه إن شاء اللّه مثمر اتفاق « 4 » كلمهء مسلمانى و سبب اين پريشانى كه موجب ظهور تباشير جمعيّت ايمانىست « 5 » ، آن بود كه چون امير محسن در زمانى كه رايات نصرت آيات حضرت پادشاه بزرگ دار الملك شيراز را به قشلاميشى « 6 » سرافراز فرموده بودند . ايالت بلاد خوزستان از بندگان التماس نمود . رأى رزين « 7 » به دولت و سعادت ، بنابر ظاهر اسم سيادت بر صحيفهء آمال او رقم اسعاف كشيدند و فرمان شد كه امراى سر حدّ ، بلاد خوزستان را از حدّ را مهرمز و بهبهان به دست مشعشعيان باز گذارند . امير محسن مدينهء تستر را كه سرّهء بلاد خوزستان و حصينتر حصارى در جهان است به فرزند خويش سيّد حسن كه از عهد مهد ، رقم ولايت عهد به نام او كشيده بود ، تسليم نمود . سيّد حسن را بدان [ حصن ] « 8 » حصين استظهار و ديوار اعتماد « 9 » استوار بود ، فامّا
--> ( 1 ) . P : عبارت عنوان را بياض گذارده است . ( 2 ) . P : كند . ( 3 ) . F : سيّد حسين . ( 4 ) . P : اتفاق . ( 5 ) . P : امانيست . ( 6 ) . F : قشلاميش . ( 7 ) . F : زرّين . ( 8 ) . KPF : ندارد با توجه به فحواى عبارت افزوده شد . ( 9 ) . K : اعتماد + را .