فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 38
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مخلوقات قرارداد . به نظر وى جميع نفوس كامل انسانى مظاهر اسماء الهىاند « 1 » ؛ يعنى حقّ تعالى با اسما و صفات خويش ناظر و ظاهر و حاضر در عالم است و هر ذره و هر مرتبهاى از اين عالم نشانى از اسم و صفت متعالى او دارد . اگر در عالم نشانى از زيبايى و كمال است همه حاكى از اسما و صفات و جمال و لطف او است و اگر كفر و زشتى در آن به نظر مىآيد هم نشانى از اسما و صفات جلال و قهر او دارد . اگر تقابل و تركيبى است ، حكايت از تقابل و تركيب مظاهر اين اسما و صفات دارد . حق تعالى تمام شاهان روى زمين را بر حسب تفاوت حكومت و كشور گشايى ، بر تختگاه دنيا مستقر ساخت تا بدين وسيله مظاهر قدرت و الطاف الهى آشكار گردد . آيات و احاديثى كه در متن تاريخ او به كار رفته است ، نشان دهندهء ديدگاه خاص او در مسائل دينى و فرهنگى است . چنان كه وى در بخش اوّل كتاب ، پس از حمد و سپاس خداوند ، چندين صفحه را به مدح و منقبت پيامبر اسلام اختصاص مىدهد و به عنوان فقيهى شافعى مذهب به حديث « انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى » « 2 » ، استناد مىكند و كتاب و عترت را دو منهاج مستقيم و دو معيار قويم مىداند آنگاه به محورىترين موضوع كه خلافت است مىپردازد . دربارهء صحابه براى توجيه آراى خود به حديث « اصحابى كالنّجوم بايّهم اقتديتم اهتديتم » استناد جسته ، همگى خسروان روى زمين و سلاطين و مجاهدين دين را به موازات كتاب خدا و سنت پيامبر ، به پيروى سيره و قول اصحاب رسول اكرم فرا مىخواند . او معتقد است كه پيامبر كسى را به جانشينى خود برنگزيده بود و بنابراين تفكّر ، چهار خليفهء رسول را چهار ركن كعبهء امامت و چهار امام مقام كرامت « 3 » دانسته از مقام همگى به نيكى ياد مىكند ، ولى - على عليه السّلام - را بيش از سه خليفهء نخستين تعريف و تمجيد كرده از او با لقب « امير المؤمنين و ولى المسلمين ، سيّد الاولياء ، سند الاصفياء ، جامع المكارم الزّاهرة و المفاخر الباهرة . . . » « 4 » و خليفهء چهارم نام مىبرد . به نظر
--> ( 1 ) . عالمآراى امينى ، 4 . ( 2 ) . همان ، 7 . ( 3 ) . همان ، 13 . ( 4 ) . همان ، 18 .