فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

268

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

كرده [ بود ] بىآنكه به دستيارى صانعان محتاج گردد . چه به نفس خويش اتمام آن را تكفّل نمودى و چه مريدان به حسن ارشاد تعليم فرمودى . چون اسباب اين كار بر حسب مراد او مهيّا گشت و خلقى « 1 » بىشمار در صورت هر يك صوفى [ اى ] مريد و در معنى ديوى مريد ، بر او مجتمع گشتند ، همه را از قورخانهء خود اسباب داد و ايشان او را چنان مطيع بودند كه اگر جان خواستى : [ مصراع ] « 2 » : كمينه پيشكش بندگانش آن بودى هر يك فرهادى كه به يك سخن شيرينش بيستون را از جاى برداشتى و هر فرد مجنونى كه اگر هى زدى در جهان يك حىّ نگذاشتى . جملگى هژبران كار [ و شيران كارزار و جوانان جلد جنگى ] و شمشير زنان مصاف فرهنگى . شيخ چون اسباب جهانگيرى را « 3 » فراهم ديد ، از اردبيل معروض پايهء سرير « 4 » اعلى حضرت حضرت اعلى داشت كه صوفيان در انواع رياضات اجتهادات تقديم نموده‌اند « 5 » و به مراسم جهاد اكبر كه غزاى نفس است كما ينبغى قيام فرموده ، اكنون [ داعيه ] دارند كه به فضيلت فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ [ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ ] « 6 » عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً [ 4 / 95 ] فايز گشته به جهاد اصغر نامور گردند . اگر نوّاب ايشان را به غزو چركس كه سالهاست تا سلاطين اسلام كسى به تعرّض ايشان ( 141 - ر ) نيكنام نبوده و حوافر خيل يا خيل اللّه اركبى ، نواحى بلاد ايشان را هيچ گاه نفرسوده ، مرخّص دارند ، هر آينه در اجر جزيل و ثواب جميل ، شركت جليل تحصيل فرموده باشند . هر چند بر نوّاب پوشيده نبود كه شيخ ، غزا را وسيله‌اى ساخته و مىخواهد كه به دستورى سلحشورى « 7 » كند ، فامّا چون ظاهرا اظهار عزم جهاد كرده بود ، منع امضاى عزم

--> ( 1 ) . F : خلق . ( 2 ) . F : بياض گذارده است . ( 3 ) . P : « را » ندارد . ( 4 ) . P : سرير + اعلى اعليحضرت . ( 5 ) . P : نمودند . ( 6 ) . KPF : ندارد ، با توجّه به فحواى عبارت از قرآن مجيد افزوده شد . ( 7 ) . F : صلح شورى P : سلح شورى .