فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

233

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

چون حقيقت اين حال معروض نواب كامياب گشت و از ممرّانهاى عالى جناب اميرزادهء فاضل بلند تدبير ابراهيم بيك جهانگير كه در آن ايّام داروغه و حاكم دار السّلطنه بود ، صورت اين گمان و تخمين به معنى [ يقين ] قرين شد ، رايات همايون به جانب سراب و اردبيل مايل شد ، به عزم آنكه در آن ييلاقات چندگاهى توقف واقع شود تا حقيقت خبر « 1 » طاعون تبريز واضح گردد « 2 » ، اگر بوى آسيبى كه از بوستان تبريز برخاسته ، سكون يافت فبها و الّا رايات قمر اشراق توجّه قشلاق « 3 » عراق فرمايد . بعد از چند روز توقّف در سرات خبر « 4 » طاعون تبريز جزم گشت « 5 » و در اواسط رمضان رايات همايون از طريق عقبهء بزگش « 6 » و راه ميانه [ و ] گرم رود به رودخانهء زنجان درآمد ، و عيد فطر در حوالى زنجان كرده و از طريق اژدها چشمه و گوزل دره روان گشته در گزين محلّ نزول رايات ظفر قرين شد و اوايل ذى القعده « 7 » به سعادت و اقبال در بلدهء قم نزول اجلال فرمود . و هنگامى كه رايات همايون از منزل سرات بيرون مىآمد ، امر عالى نفاذ يافت كه امير اشجع كامكار شجاع الدّوله سليمان بيك « 8 » با لشكرهاى جرّار توجّه صوب گيلان ( 122 - ر ) فرمايد و پيمانهء ذلّ و نكال بر اميرزاده على والى گيلان پيمايد و سزاى بىادبى كه از [ او ] صدور « 9 » يافته « 10 » در دامن اعمال او نهد ، و من اللّه العون و المدد .

--> ( 1 ) . K : خطر . ( 2 ) . P : كرده . ( 3 ) . K : قيشلاق . ( 4 ) . K : خطر . ( 5 ) . P : كرد . ( 6 ) . K : بزغش . ( 7 ) . F : صادر . ( 8 ) . KP : بك . ( 9 ) . F : صادر . ( 10 ) . K : يافته + بود .