فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

231

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

[ در ذكر بهار سرورانگيز و ظهور عارضهء و با در تبريز و عزيمت حضرت اعلى به جانب عراق ] چون طليعهء صبح ربيع از ظلام شتا برآمد و از انوار شكوفه « 1 » در [ و ] ديوار گلستان جهان منوّر آمد ، فرّاشان قواى ناميه در سطح زمين بساط زمرّدين بگستردند و از شقايق سايه‌بانهاى گلگون در فضاى بوقلمون برافراشتند . نسيم بهار به هوادارى رياحين برخاست و انهار خوشگوار « 2 » سلسلهء هواى ييلاق را تحريك كرد . پادشاه عالم پناه همچو سرو بلند ميل چمن سهند فرمود . ابيات « 3 » تَعالى اللّه چه صبحى « 4 » ارجمندست * كه آن خور بر سر كوه سَهندست سعيد آباد جاى صد اميدست * كه منزلگاهِ آن بخت سعيدست چهل چشمه ، چهل چشم است در راه * كه بنهد پاى بر وى « 5 » توسنِ شاه دگر يعقوب سلطان رشكِ جمشيد * چو يوسف جانب ميدان خراميد به منزلگاه ميدان چشمه‌اى ساخت * در آنجا خرگه حشمت برافراخت

--> ( 1 ) . K : شكوفه + از . ( 2 ) . P : خوشگوار + از . ( 3 ) . KP : شعر . ( 4 ) . F : صبح . ( 5 ) . P : بند پاى بردى .