فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

214

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

زدى يخ بسته بود اطراف آذر * درو چون ماهى افسرده سمندر ( 112 - ر ) به وقت چاشتگه شَب پَر ز سرما « 1 » * شده خورشيد را جويان چو حِربا جماعت « 2 » غزات بر آن مشاقّ ثبات نمودند و رايات همايون به عزم استيصال هر معاند اشقّاء « 3 » ، در بلدهء اخسقا « 4 » نزول اجلال فرمود و بعد از تخريب كنايس و نهب نفايس ، مجاهدان نامور اللّه اكبر - خربت خيبر انّا اذا نزلنا بساحة قوم فسآء صباح المنذرين « 5 » - گويان ، قلعهء اخسقا را محصور ساختند ؛ و آن قلعه‌اىست بر قلّهء جبلى شاهق كه در رفعت بر شمّ « 6 » رواسخ فايق و در حصانت از اعلام شوامخ سابق است . سمند چابك رفتار انديشه در ملاحظهء رفعت آن حصار به خندق حرمان افتاده و باز بلند پرواز خيال در تخيّل مناعت « 7 » آن حصن استوار در هواى حيرت ايستاده با آنكه موقع آن حصن حصين بر مرتفعى بس عالىست ، اطراف حصارش را در غايت رزانت و حصانت ساخته و ايوانهاى محجّر بر كنگرهء حصار بر افراخته‌اند . عساكر شوكت مآثر از اطراف عزيمت جنگ كردند و چون فتح آن حصار به كارزار ميسّر نيست پختگى اين كار محبوب ، از قزغان « 8 » توپ مطلوب بود . لاجرم هر ساعت توپ شديد الصّدمات بر ديوار حصار صدمتى مىنمود ؛ همچو صدمه‌اى هادم اللذّات و بناى كفّار صاحب ادبار از شدايد ضربات توپ گران هر لمحه « 9 » وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ [ 14 / 17 ] حسب حال بود ، تا به حدّى كه از توپ پياپى نزديك بود كه جدران آن قلعه از پى بيفتادى . ( 112 - پ ) و گبران خيره ، روزگار تيره هر قطعه از حصار كه به ضرب توپ ويران شدى ، فى الحال به آلات حديد و اسباب عقيد استوار مىگردانيدند . چون فضل ربّ العالمين بر حسب فرمودهء : إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ [ 47 / 7 ] نصرت و اعلاى دين متين را تكفّل فرموده « 10 » ، از غرايب اتّفاقات صورتى روى نمود كه آن جز به محض تأييد سبحانى و اقبال حضرت اعلى « 11 » خاقانى نتواند بود و

--> ( 1 ) . P : شب پر زهر . ( 2 ) . P : طاعت . ( 3 ) . F : اشقار ؛ K : اشقياء . ( 4 ) . P : اخسقارا ، K : اخسقه . ( 5 ) . ناظر بر آيهء 177 سورهء صافات ( 37 ) . ( 6 ) . P : سم . ( 7 ) . P : تخييل ساعت . ( 8 ) . F : فرعان . ( 9 ) . P : « هر لمحه » ندارد . ( 10 ) . P : فرمود . ( 11 ) . K : اعلاى .