فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

204

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

خواطر [ جهان به آن ] « 1 » سمت استبشار ، و آوازهء نصرت و ظفر پادشاهى در اطراف عالم انتشار يافت . ابيات « 2 » شُكر كه از معركه دشمن نرست * شوكت شه صولت اعدا شكست « 3 » فتح مبين بود كه اعداى دين * نيست شدند از همه روى زمين موكب همايون در بلدهء ساوه نزول اجلال فرمود . ديگر روز كه روز عيد و هنگام طلوع تباشير [ بخت ] سعيد بود ، خورشيد طارم چهارم از افق بلدهء قم برآمد و در آن جا از اعداى مقهور هر كه در قيد اسار مأسور شده بود ، جزاى كفران نعمت كشيد و به سزاى لايق خود رسيد . هابيل « 4 » كه كفران نعمت از همه تضعيف كرده بود از قسمت عدل شمشير بهرهء تنصيف يافت و از ميانش دوپاره ساختند و هر كه با او اتّفاق نموده بود و باب خلاف و شقاق ( 109 - ر ) گشوده ، مستحقّ حبس و نكال و سلاسل و اغلال شد . حاجى بيك « 5 » الپاوت « 6 » و منصور بيك « 7 » سهراب « 8 » چون هنگام قتال از او نفرت ورزيده و جوار گزيده بودند ، باز به داروغگى و حكومت اصفهان و قم موسوم [ و منسوب ] شدند ، و در اطراف آفاق سيّما اكناف عراق مآثر امن و امان ظاهر شد و هر كس به مسكن مألوف و وطن معروف خود معاودت نمودند و در ظلّ عاطفت پادشاهى و مرحمت نامتناهى [ مرفّه و مستمال ] برآسودند . قطعه « 9 » بسيط دهر دگر گشت جاى امن و امان * به يُمن مرحمت و لطف پادشاه جهان به عهد شاه جهان راست شد ترازوى عدل * كه ميل كس نكند غير كفّهء ميزان و چون نعم الهى « 10 » بر حضرت عالى متناوب و متوالى و رحمت رحمانى بر سدّهء خاقانى

--> ( 1 ) . K : جهانيان . ( 2 ) . P : شعر . ( 3 ) . F : صولت شه شوكت اعدا شكست . ( 4 ) . P : هابل . ( 5 ) . KP : بك . ( 6 ) . F : الغاوت . ( 7 ) . KP : بك . ( 8 ) . PF : زهراب . ( 9 ) . P : شعر . ( 10 ) . KP : آلاهى .