فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
180
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
پايمال نوايب رستهاند و بركات طاعات موجب سعت ارزاق و اقوات و علّت دفع نوازل و آفات شده . و از آن تاريخ كه ملك مصر از بنى ايّوب به مماليك چركس « 1 » انتقال يافت و بلاد شام و حلب تا به حدود فرات و بحريات و دمياط « 2 » تا به حدود بلاد حبشه و جزاير افرنج « 3 » در حيطهء تسخير ايشان درآمد و علاوهء « 4 » آن ، بعد از انقراض عهد خلفاى بنى عبّاس « 5 » خدمت حرمين شريفين - كرّمهما اللّه تعالى حقّ التّكريم و عظّمهما غاية التّعظيم - ايشان را ميسّر شد ، شوكتى « 6 » عظيم يافتند و عدّت و اسباب وافر جمع نمودند . و چون از سطوات و بأس چنگيز « 7 » خان و اولاد [ او ] اكثر بلاد اسلام خراب شد ، مدينة السّلام بغداد كه قبّة الاسلام و مجمع عبّاد و دار الخلافة نبوى ( 96 - ر ) و مثار احكام شرايع مصطفوى بود با خاك برابر گشته « 8 » و فى الجمله ، در جملهء بلاد اسلام معمورهاى نماند كه فرسودهء اقدام آن كفّار لئام نشد . و بعد از فتح بغداد ، هلاكو خان پسر خود را با لشكر بىشمار از كفّار به جانب حلب و شام فرستاد « 9 » ، و آن ملاعين از هتك و فتك و تخريب حصون در بلاد شام دقيقهاى فرو گذاشت نكردند و عازم آن بودند كه مصر را همچو شام و بغداد از بنياد بر اندازند و نعوذ باللّه از اسلام و ايمان در جهان نام و نشان نگذارند ؛ لطف بىچون كه حفظ شريعت را به حكم كريمهء : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ [ 15 / 9 ] تكفّل فرموده ، آن مناجيس را به واسطهء سطوت و شوكت ملك الأشرف ، ملك مصر در عرصهء « 10 » هلاك و بوار افكند [ و ] پسر هلاكو را با اكثر امرا و لشكر در دام هلاك كشيدند و از ايشان جز اندك نفرى كه خبر اين نفرت را به هلاكو رسانيدند از آن ورطه روى نجات [ نديدند ] « 11 » ، چنانچه تواريخ به ذكر تفاصيل خذلان آن مخاذيل ناطق است . به واسطهء اين فتح نامدار كه
--> ( 1 ) . P : چركسى . ( 2 ) . F : داميات . ( 3 ) . KP : فرنج . ( 4 ) . P : ندارد ، K : علاوه + بر . ( 5 ) . P : عباسّيه . ( 6 ) . F : شوكت ( 7 ) . P : چنكيس . ( 8 ) . P : گشت . ( 9 ) . P : فرستاده . ( 10 ) . F : عرضه ( 11 ) . F : ديدند ، P : ديدهاند .