فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

168

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

رتبت مصاحبت يافت . و كتاب ثمرة الاشجار كه تازه ميوهء بوستان فضل و كمال و نوباوهء طبع عزيز الافضال ايشان است و مفتتح « 1 » آن را بدين ابيات ثاقبات « 2 » كه بر سلاست عبارت و جزالت مجاز و استعارت آن دليلى « 3 » مشروح و شاهدى غير مجروح تواند بود ساخته : ابيات « 4 » تا به حَمد تو نعره زد بلبل * همه گوشيم چون درخت گل برگ بر شاخها زبان دارد * نشنوا گوش دل گران دارد « 5 » اين درختان به نزد اهل كمال * مَلكانند و شاخها پر و بال همه تسبيح و حمد مىگويند * همه حقّ را در آب مىجويند در محفل همايون معروض داشت و محلّى « 6 » تمام از قبول يافت . بعد از رجوع بايندر بيك ، [ حاجى بيك « 7 » ] الپاوت به داروغگى اصفهان پس از زمانى مقرّر شد و الحمد للّه و منه التّوفيق . ابياتى كه در تعريف زمستان واقع است « 8 » بيا ساقى چو وقت جام مىشد * كه تابستان گذشت و گاه « 9 » دى شد ( 90 - ر ) تموز از مِهر ، تيغِ گرم مىراند * كه دى از قوس تيرِ سردى افشاند اسد مىريخت از دم آتش تيز * كه طبعِ جدى سردى كرده « 10 » انگيز هر آن برگى كه تابستان « 11 » همى ساخت * ز دم سردى ، خزان بر خاكش انداخت هنگام تقارب « 12 » فصل شتا خاطر همايون حضرت اعلى ، مايل به قشلاق عراق گشت و از سهند رايات بلند به صوب قم تصوّب فرمود و بتدريج قطع منازل و مراحل نموده ، اوايل

--> ( 1 ) . P : مفتح . ( 2 ) . F : ثابتات . ( 3 ) . F : دليل . ( 4 ) . P : شعر . ( 5 ) . P : گردد . ( 6 ) . F : محلّ . ( 7 ) . KP : بك . ( 8 ) . P : جاى عنوان را بياض گذارده است . ( 9 ) . P : وقت . ( 10 ) . P : كرد . ( 11 ) . F : بستان . ( 12 ) . F : مقارب .