فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
151
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
حسن على بيك ولد شيخ على بيك « 1 » مهردار و حسين بيك « 2 » قاقزمانى و سيّدى احمد بيك پرناك و شاه محمّد بيك دخارلو بودند . چون لشكر منغلاى به عدد و قوّت اضعاف امراى موچى « 3 » بودند ، ايشان را از جاى برداشتند و حسين بيك قاقزمانى « 4 » را از اسپ جدا كردند و زخم شمشير رسانيدند . و از غرايب اتّفاقات « 5 » آنكه در دست چپ ، محلّى « 6 » كه استقرار بايندر بيك « 7 » بود ، طايفهاى از امراء انديشهء غدرى نمودند و صورت واقعه آنكه : سهراب بيك « 8 » چمشگزكى كه دختر او حرم سلطان بود و محلّ قوشون « 9 » او ميانهء تيپ و قوشون « 10 » بايندربيگ ؛ در چنين حال با قوشون « 11 » خود شمشيرها كشيده به يك دفعه از عقب تيپ درآمد و اگر نه حفظ الهى مدد فرمودى ، انديشه بود كه از غدر آن غدّار فساد روى نمودى . دست محابا : لَهُ مُعَقِّباتٌ ( 81 - ر ) مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ [ 13 / 11 ] تيپ همايون را از شرّ [ بأس آن خناس و وسواس آن شرّ الناس ] نگاه « 12 » داشت . پس از اين ، شرر حرب اشتداد يافت و نهيب ناورد از مركز زمين گرد برآورد و دلاوران طرفين در همديگر پيچيده و اصحاب قلب و جناحين [ رو به رو درهم رسيده ] « 13 » دو طوق آن دو سردار [ همچو دو اژ ] در بىزنهار سر به مهد يكديگر « 14 » رسانيده و زهر قهر به مذاق جوانمردان چشانيده ، لجام سمند فلك مانند حضرت اعلى از طرفى « 15 » على آقا امير آخور و از ديگر طرف « 16 » اوليا « 17 » آقا گرفته بودند . جوانمردان كار از طرفين رو به كارزار آوردند . اميرزاده عثمان بيك « 18 » ميرانشاهى كه منغلاى « 19 » لشكر سلطان بود ، مقابل
--> ( 1 ) . KP : بك ( 2 ) . KP : بك ( 3 ) . K : قوچى ( 4 ) . F : قاقريان ؛ P : قرمان ، با توجه به نسخهء K : تصحيح شد ( 5 ) . F : اتّفاقيات ( 6 ) . KP : كه محلّ ( 7 ) . KP : بك ( 8 ) . KP : بك ( 9 ) . K : قشون ( 10 ) . K : قشون ( 11 ) . K : قشون ( 12 ) . P : محفوظ ( 13 ) . F : در هم پيچيده ؛ P : روبرو رسيده ( 14 ) . P : به همديگر ( 15 ) . F : طرف ؛ K : از طرف ديگر ( 16 ) . P : از هر طرفى ديگر ( 17 ) . F : اطرليا ( 18 ) . KP : بك ( 19 ) . K : منقلاى