فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

143

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

سجاحت امتياز تمام دارد به سعادت استلام كعبهء اقبال التيام « 1 » آستانهء جلال مشرّف گشت و شرف تكاميشى يافته به انواع جلايل فوايد و اصناف كرايم عوايد اختصاص يافت . و بعد از آنكه به مراسم تربيت خسروانه و نوازش پادشاهانه سرافراز گشته بود ، امر واجب الاذعان به التحاق او به امرا كه به رسم « 2 » منغلاى « 3 » از پيش رفته بودند ، نافذ شد . چون رايت سعادت از اين منزل روان شد ، خبر وصول سلطان « 4 » به دار السّلطنهء تبريز و گذاشتن اغرق « 5 » در سهند و توجّه صوب همايون مسموع سمع جلال گشت . رأى صواب نما چنان اقتضا فرمود كه بايندر بيك « 6 » با جمعى غفير از امرا به منغلاى « 7 » پيوندند و تقويت مقدّمه را موجب انتاج قراين دولت و كامرانى دانند . بعد از توجّه امرا رايت خاقانى در عين بهجت و شادمانى ، به اعتماد تأييد ربّانى ، كسر عسكر سلطانى را نصب العين ساخته كوچ فرمود . در منزل سقماناباد « 8 » امير شيخ حسن بيك پرناك « 9 » به عزّ زمين بوس استسعاد يافت و در اين يورت مراحم خسروانهء امراى كبار ( 76 - ر ) را كه مصحوب سليمان بيك « 10 » روانه گشته بودند به انواع اصطناع سرافراز ساخته « 11 » ، هر يك را به قدر مرتبه به فرستادن خلع فاخره و كمر شمشير زرّين و اقمشهء ثمين سرافراز ساخت ، و هم در حوالى اين منزل خبر رسيد كه سلطان به گريوهء يام رسيده و شنيده كه عساكر رحمت آثار آب خوى را همچو حوض كوثر به دست گرفته ، به عوض سلسال زلال آن مىخواهند « 12 » كه عاصيان را از سرچشمهء تيغ آبدار شربتهاى ناگوار چشانند . رأى جهان آرا از « 13 » استماع خبر قرب وصول سلطان چنان اقتضا فرمود كه موكب همايون به مقدمهء لشكر كه منتج « 14 » سعادت كبرى است پيوندد ، مبادا ايشان را از سطوات سلطانى گزندى روى نمايد .

--> ( 1 ) . P : التيام و التثام ( 2 ) . P : به اسم اگر ( 3 ) . K : منقلاى ( 4 ) . F : سلطان + رسيد ( 5 ) . KP : اغرق . ( 6 ) . KP : بك ( 7 ) . K : منقلاى ( 8 ) . P : سقاناباد ، K : سكمان آباد ( 9 ) . K : پورناك ( 10 ) . KP : بك ( 11 ) . P : ساختند ( 12 ) . P : مىخواست ( 13 ) . F : نزد ( 14 ) . F : مفتّح K : منهج